«آتشسوزیها» از آن نمایشنامههایی است که قدرت متنش پس از سالها همچنان حفظ شده و این اجرا نیز در مجموع توانست فضای تلخ، پرتنش و تأثیرگذار اثر را به خوبی به مخاطب منتقل کند. طراحی صحنه، ریتم اجرا و بازی اغلب بازیگران قابل قبول بود و باعث شد روایت تا پایان کشش خود را حفظ کند.
با این حال، بازیگر نقش وهاب برای من به اندازه سایر بازیگران موفق نبود. بازی او در برخی صحنههای مهم، بهویژه لحظات احساسی، کمی تخت و کماثر به نظر میرسید و انتظار میرفت این شخصیت با ظرافت و عمق بیشتری پرداخت میشد.
نکته دیگری که به نظرم به اجرا لطمه میزد، شوخیها و مزهپرانیهای اضافهشده در اجرای نقش سیمون بود. این شوخیها که در متن اصلی وجود ندارند، با حالوهوای تلخ و تراژیک نمایش همخوانی نداشتند و در چند صحنه، از تمرکز و تأثیر عاطفی اثر کاستند. به نظرم اعتماد بیشتر به قدرت خود متن، انتخاب مناسبتری بود.
با وجود این نکات، اجرای «آتشسوزیها» تجربهای قابل تأمل بود و خوشحالم که فرصت تماشای آن را داشتم.