«کروبیان» از آن اجراهایی بود که بعد از تمام شدنش، ذهن مخاطب را رها نمیکند. متنی با دغدغههای جدی دربارهی ایمان، اطاعت، حقیقت و انتخاب که در این اجراخوانی توانست ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند. یکی از نقاط قوت کار، هدایت و کارگردانی دقیق نازنین اردوئی بود؛ بهخصوص در کنترل ریتم، میزانسن ذهنی و ایجاد فضای مناسب برای شنیده و دیده شدن جهان نمایش. با توجه به اینکه فرم اجراخوانی ذاتاً محدودیتهایی دارد، حفظ کشش و همراه نگه داشتن مخاطب تا پایان، نشاندهندهی انتخابها و هدایت درست کارگردان است. بازیها نیز در لحظات عاطفی و تقابلهای اصلی نمایش، بهخصوص در رابطهی ساران و مریوا و مواجههی ساران با عاشیان، توانستند لایهی انسانی متن را پررنگ کنند. پایانبندی نمایش و مواجهه با حقیقت غیاب الوهیم نیز نقطهی قابل تأملی بود که مضمون اصلی اثر را به پرسشی دربارهی قدرت، ترس و نیاز انسان به حقیقت تبدیل میکرد. شاید متن در برخی قسمتها کمی بیش از اندازه به توضیح مفاهیم تکیه میکند، اما کارگردان توانسته بود این وجه را در اجرا تا حد زیادی کنترل کند و اجازه دهد احساس و کشمکش شخصیتها در کنار ایدههای فلسفی نمایش دیده شود. در مجموع، «کروبیان» تجربهای قابل احترام و تأملبرانگیز بود و بهنظرم باید از تلاش گروه برای خلق یک اجرای خوانشی منسجم، جدی و خوشریتم قدردانی کرد؛ اجرایی که نشان میدهد حتی در قالب اجراخوانی هم میتوان مخاطب را درگیر یک جهان داستانی کرد.