«من… او… آن…» برای من بیشتر از یک نمایش، یک تجربه بود؛ اجرایی که بعد از تمام شدنش هم ذهنم را رها نکرد.
بازیها را خیلی دوست داشتم، بهخصوص بازی بازیگر مرد؛ کنترل بدن، مکثها و سکوتها و احساسی که بدون اغراق منتقل میکرد، برایم خیلی قابل توجه بود. به نظرم حضورش بخش مهمی از فضای روانی نمایش را میساخت.
بعضی لحظهها را فقط ندیدم، حس کردم… و فکر میکنم ماندگاری همین حس، ارزش یک اجرای خوبه ،ریتم و میزانسن در ساختن جهان اثر نقش مؤثری دارد و بازیها و میزانسن در خدمت فضای اثر هستند و مهمتر از همه، اجرا تلاش نمیکند با توضیح اضافه، برداشت مشخصی را به مخاطب تحمیل کند؛ اجازه میدهد هر تماشاگر بخشی از خودش را در آن پیدا کند