۲۶ شهریور ساعت ۱۶:۳۲
اجرای «اژدهاک» به کارگردانی آرش اشاداد و نوشتهی بهرام بیضایی را دیدم.
بازی آرش، نسبت به اجراهای قبلیاش از متنهای آقای بیضایی، تغییر محسوسی کرده بود؛ روانتر شده بود و جزئیات بیشتری در بازیاش دیده میشد. بهطوری که تماشاگر میتوانست بهوضوح داستان، روند آن و رابطهی او با دیگر شخصیتها را دنبال کند. اما هرچه به لحظات فوسهگویی، غم و خشم میرسید، دوباره همهچیز الکن میشد.
بهرام عباسی هم لحظاتی داشت که بسیار گیرا بود و داستان را روان پیش میبرد؛ اما در بعضی لحظات، این ارتباط بهکلی قطع میشد. با خودم فکر میکردم چطور ممکن است بازی در یک اجرا تا این اندازه صفر و صد باشد؟
در مجموع، امیدوارم اجراهای بیشتر و البته جالبتر و متنوعتری از متنهای آقای بیضایی روی صحنه ببینیم.