در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | داریوش آریا درباره کارگاه نویسندگی استاد رضوی: شاعر ناطق مکرانی بلوچ پاکستانی کوفتد یک‌رَه نگه آن چشم جادو را/ کن
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:18:23
۰۸ مهر ساعت ۱۰:۳۴
شاعر ناطق مکرانی بلوچ پاکستانی

کوفتد یک‌رَه نگه آن چشم جادو را/ کند موج رم وحشی غزالان جادهٔ او را
زکام از نکهت گل‌های باغ خلد می‌آید/ دماغ عندلیبان قفس‌پروردهٔ او را
خدا را چون کشی نقاش تصویر گلستانی/ ز مژگان اسیران قفس کن خامهٔ او را
مدار از تربیت چشم اثر چون قابلیت نیست/ کجا باران تواند سبز کردن شاخ آهو را
به خرگوش این سخن شیر به‌چاه‌افتاده می‌گوید/ که روز حمله عاجز می‌نماید زور بازو را
سپهر دون‌نواز آن دم که بر کام خسان گردد/ درآرد همچو یوسف شاهدی در بر ترازو را
نمی‌دانم شهید تیر مژگان که شد ناطق/ کفن از پرده‌های چشم ... دیدن ادامه ›› تو کردند آهوان او را

میرزا گل‌محمدخان مکرانی مشهور به ناطق مکرانی (درگذشتهٔ ۱۲۶۴ هـ. ق) ادیب، عارف، شاعر و متکلم پارسی‌گوی بلوچ سده سیزدهم قمری بود. جز آنچه در «تذکره شمع انجمن»، تألیف حسن خان قنوجی و چند تذکره و فرهنگ دیگر به اجمال دربارهٔ زندگی ناطق مکرانی یاد شده‌است اطلاعات دقیق و مفصلی از زندگی او در دست نیست. اما آنگونه که از سال درگذشت وی (۱۲۶۴ هـ. ق) و معاصر بودن و دوستی و مراوده ادبی وی با غالب دهلوی بر می‌آید مسلماً میرزا ناطق مکرانی در سده نوزده میلادی معادل سده سیزدهم قمری می‌زیسته‌است.

وی در نیمه دوم سده دوازدهم در مکرانِ بلوچستان در شهر پنجگور دیده به جهان گشوده‌است.

آنچه مسلم است میرزا گل‌محمد‌خان نخستین سال‌های زندگی خود را در شهر پنجگور بلوچستان سپری کرده‌است. اما در جوانی زادگاه خود را ترک گفته و به قصد تحصیل راهی اصفهان می‌شود و پس از سال‌ها با اندوخته‌ای پربار در حوزه زبان و ادبیات فارسی به موطن خود بازمی‌گردد. گویند پس از بازگشت به بلوچستان به دلیل بلاغت و سلاست وی در ادبیات فارسی در تمام منطقه شهره می‌شود تا جایی که میان مردم به پارسی‌وان (به بلوچی در معنای فارسی‌خوان یا آنکه بسیار در زبان فارسی بلیغ است) شناخته می‌شود. اما پس از مدتی به سوی سند راهی می‌شود. دربارهٔ دلیل هجرت وی از سرزمین مادری نظرات مختلفی وجود دارد. به عقیده برخی در دوران فرمان‌روایی میر نوری نصیر خان بر کلاتِ بلوچستان، و درگیری‌های متمادی وی با حکمرانان محلی کیچ ناطق مکرانی همچون خیل عظیمی از بلوچ‌ها در اثر تباهی ناشی از این جنگ‌ها به میرفاتح‌علی‌خان از پادشاهان بلوچ سلسلهٔ تالپور در ناحیه سند پناه برد.

میرزا ناطق در مدت اقامت در حیدر آباد سند امیر صوبدارخان دوم فرمانروای جوانِ دانشمند و دانش‌دوست سلسله تالپور را درک کرده و به دربار او راه می‌یابد. گویند صوبدارخان سخت او را گرامی داشته و هم او بوده‌است که به میرزا ناطق لقب «دِل‌وَش» (خوش‌دل) داده‌است. صوبدارخان برای میرزا ناطق منصب و مقرری درخور و مداومی در نظر گرفته اما آن‌گونه که می‌گویند ناطق از بلندهمتی آن را نپذیرفته و دیری هم نمی‌پاید که از بلاد سند در حدود سال ۱۲۴۵ هـ. ق به لاهور مهاجرت می‌کند.

ناطق پس از حدود چهار سال اقامت در لاهور در حوالی سال ۱۲۵۰ هـ. ق به لکهنو عزیمت کرده و در آنجا نیز به دربار محمدعلی شاه و امجدعلی شاه از پادشاهان سلسله اود راه یافته و ارج و قربی بلند می‌یابد. وی در همین ایام قصایدی نیز در مدح امرای دولت و درباریان سلسله اود سروده‌است.

عمدهٔ تذکره‌نویسان تاریخ درگذشت میرزا ناطق مکرانی را به سال ۱۲۶۴ هـ. ق ذکر کرده‌اند.
منبع اینترنت
کتاب ناطق مکرانی
https://archive.org/details/NatiqMakraniBalochEDariPardaz-InaamUlHaqKausar/page/n3/mode/1up
صبا کیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید