سلام تهران عزیزم ، خوبی ؟ حالت خوبه ؟
از روی بالکن مشرف به خیابان سنایی ، کنار تیره برق کنار کافه سنایی تنها ایستاده ای و هاج و واج به آمدها به شدها نگاه میکنی
دلم برایت تنگ شده تهران از پله ها می آیم پایین عرض خیابان سنایی را طی میکنم ، می آیم کنارت
-چرا نگاهت عشق ندارد ؟ چرا مثل قدیم در آغوشم نمی گیری ؟ چرا خوب به چشم هایم زل نمیزنی ؟
-خیابان ها و کوچه های قدیمت چرا عطر و بو ندارد دیگر ؟ میدانی چه روزها ، چه ساعت ها به عشق همین عطر و بوهایت پرسه زده ام ؟
-تهران تو میدانستی من عاشقت بودم ؟ میدانستی عاشقت هستم ؟
به بهانه 14 مهر روز تهران معرفی رمان یوسف آباد ، خیابان سی و سوم : نویسنده : سینا دادخواه : ناشر نشرچشمه
داستان تنها یک رمان عاشقانه نیست ، نویسنده تلاش کرده یک رمان شهری خلق کند که شهر تهران نیز یکی از قهرمان های داستانش است و عشق و روابط
... دیدن ادامه ››
انسانی نقطه اتصال چهار روای آن است ( سامان ، لیلا ، حامد و ندا ) . نکته جالب در همین ابتدا نام داستان است ( محله اصیل و قدیمی در تهران و نام یکی از کوچه هایش ) ، ما تهران را از منظر این چهار شخصیت و از دریچه چشم آنها میبینیم ، و در واقع با چهار تهران مواجه هستیم . اما به زعم من ما 5 شخصیت در این داستان داریم . تهران به عنوان مهم ترین و دقیق ترین شخصیت در این داستان معرفی شده و موفق ترین شخصیت کتاب تهران است که سینا دادخواه جغرافیا را به تجربه ی زیس شده تبدیل می کند و اسم خیابان ها و مکان ها تزیینی نیست.خیابان فقط مسیر عبور نیست ، محله ها فقط محل زندگی نیستند ... البته تهرانی که دادخواه نشانمان می دهد تهران طبقه متوسط شهری و فرهنگی است ( کافه ، بوتیک ، سینما عکاسی و .. ) است و همه ی تهران نیست که اتفاقا نیازی هم نیست . به اندازه و درست است. در مجموع خواندن رمان سینا دادخواه به ویژه برای تهرانی ها تجربه خوشایند و جالبی ست . به قول نویسنده : این شهر توی خون همه ی تهرانی ها هست