۶ روز پیش، دوشنبه ساعت ۱۷:۵۴
مرز میان قدرت اثرگذاری و میل به سلطه کجاست؟ آیا کارگردان میخواهد تماشاگر تجربهای ازپیشطراحیشده را از سر بگذراند، یا موقعیتی میسازد که نتایج آن حتی برای خودش نیز پیشبینیناپذیر باشد؟ اگر تئاتر تجربهای ازپیشتعیینشده تولید کند، آیا تماشاگر با امکانی تازه مواجه شده است یا صرفاً در مسیری ازپیشطراحیشده هدایت میشود؟
آیا هنر صرفاً شرایط موجود را گسترش میدهد یا میتواند جهانی دیگر، با امکانها و مناسباتی متفاوت، خلق کند؟ و هنرمند تا کجا میتواند چنین جهانی را بسازد، بیآنکه در فرایند خلق آن، همان منطق سلطهای را بازتولید کند که شاید قصد برهمزدنش را دارد؟
پاسخ را شاید در سرمستی اجرا -که البته به مستی ختم نشد - مشاهده کرد
خسته نباشید