در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | داریوش آریا درباره گردش کرمانشاه، منطقه قصرشیرین و سرپل‎ذهاب |نوروز ۹۵|: منبع اینترنت رهسپار روستای گره‌بان در اطراف شهر هرسین کرمانشاه شدی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 13:15:12
۰۳ آبان ساعت ۱۹:۱۷
منبع اینترنت

رهسپار روستای گره‌بان در اطراف شهر هرسین کرمانشاه شدیم. روستا به روستا از میان کوه و تپه و دره گذشتیم و حتی بخشی از راه را با پای پیاده طی کردیم. نزدیک غروب بود که کم کم شکل و شمایل روستای گره‌بان از دور نمایان شد. تو گویی از میان روستاهای خاک گرفته و فقرزده ناگهان وارد یک منطقه رؤیایی توریستی شدیم. ساختمان‌هایی به سبک معماری اروپا و عمارتی تقریباً‌ منطبق با دانشگاه سوربون و فضای سبزی هم‌چون باغ‌های لردهای انگلیسی. اینجا روستای گره‌بان مدفن یکی از سران اهل حق و مجموعه‌ای که در اطراف آن برای پذیرایی از میهمانان و زائران بنا شده است. در ورودی بسیار بزرگ و فلزی است. وارد مجموعه که شدیم، بعد از گذشتن از دو سه ساختمان ویلایی با سقف شیروانی، به ساختمان‌های اصلی مجموعه رسیدیم. ساختمانی شبیه دانشگاه سوربون فرانسه که در مقابلش بلواری شکیل و زیبا به طول حدود دویست متر قرار داشت که به پله منتهی می‌شد. بالای پله‌ها هم مزار خان آتش یکی از بزرگان طریقت مشعشعی قرار داشت. خان آتش همان کسی است که به پیروانش دستور اقامه نماز داده بود و حتماً می‌دانید که اغلب اهل حق به نماز اعتقادی ندارند و به جای آن، نیاز به جای می‌آورند که عبارت است از ادای نذر.

در اطراف ساختمان شبیه دانشگاه سوربون هم حسینیه که کاربری جمع‌خانه هم دارد، و اجاق معروف به اجاق آتش‌بگی قرار دارد. رهبری فرقه مشعشعیه به ... دیدن ادامه ›› عهده آقا سید نظام‌الدین مشعشعی است که هم‌اکنون ساکن تهران است و معمولاً کم‌تر کسی می‌تواند با ایشان دیدار داشته باشد.

چون غروب آفتاب نزدیک بود، دوستان دوربین به دست سریع دست به کار شدند و تا توانستند از مجموعه عکس انداختند. بعد هم همگی وارد حسینیه شدیم. سید حبیب آقازاده مدیر مجموعه و نماینده مشعشعی‌ها، شخصی بود ترک‌زبان با لباسی مثل خدمه روستا. بعد از رد و بدل شدن تعارفات اولیه، اساتید از سید حبیب آقازاده خواستند که توضیحی درباره طریقت و آداب و عقایدشان بدهد.کم کم دوستان سؤالاتی کردند و ایشان هم گرچه به اجمال جواب داد. در خلال صحبت هم پذیرایی با چای انجام می‌شد و دوستی که چای رو توزیع می‌کرد، با هر بار خم شدن برای گذاشتن نعلبکی و استکان یک یا علی می‌گفت.

جواب‌های آقای آقازاده نشان دهنده یک قرابت میان عقاید اهل حق و شیعه بود. اعتقاد به امام زمان(عج) به عنوان کسی که روزی جلوه ذات الهی در ایشان حلول خواهد کرد و امثال این اعتقادات. به گفته آقازاده، مشعشعی‌ها دنبال‌رو مشعشعیانی هستند که قبل از صفویه حکومتی شیعی در بخشی‌هایی از ایران و عراق تشکیل دادند.

آقازاده می‌گفت یکی از نشانه‌های علوی‌ها داشتن اجاق بود که مراسم‌های خودشان را در آن‌جا برگزار می‌کردند و هم مسائل سری خودشان را در همین اجاق‌ها مطرح می‌کردند. در ورودی آبادی‌هایشان پنج درخت به نشانه پنج تن می‌کاشتند. شارب گذاشتن هم از همان دوره به عنوان نشانه علوی‌ها باقی مانده. این مجموعه اجاق آتش‌بگی هم از دوره نادرشاه برپا بوده است.

به گفته آقازاده زنان اجازه حضور در مراسم جمع را ندارند. آقازاده می‌گفت ده‌ها هزار نفر در ایام عاشورا و تاسوعا به این‌جا می‌آیند. آیین سرسپردگی هم مدت‌هاست که در این طریقت انجام نمی‌شود.

بعد از بازدید از اجاق آتش‌بگی و مزار خان آتش، مجموعه را ترک کردیم.

مقصد بعدی در دومین روز سفر، بازدید از مزار بابا یادگار از دیگر بزرگان اهل حق بود. مزار بابا یادگار در روستای «بان زرده» شهر کرند یا همان دالاهو قرار دارد. بعد از طی مسافتی طولانی در دل کوه، در کنار زیارتگاه داود کوسَوار از بزرگان اهل حق متوقف شدیم تا بقیه راه را با خودروهای سبک ولی قدرتی مثل نیسان و تویوتا طی کنیم. البته بعضی از دوستان این مسیر را با پای پیاده طی کردند که نیم ساعتی زمان می‌برد. بر فراز کوه دالاهو، مجموعه مزار بابا یادگار و یکی دو تن دیگر از بزرگان اهل حق مثل سید درویش، مصطفی دودان و آفتاب شریف،‌ به علاوه هفت تن، چهل تن، جمع‌خانه و چشمه غسلان و چشمه هانیتا و … قرار دارد. چهل تن و هفت ظاهراً محل عبادت و ذکر بابا یادگار بوده است. گفته می‌شود که بابا یادگار از مریدان سلطان اسحاق بنیان‌گذار اهل حق بوده که برای تبلیغ این آیین به هندوستان سفر کرده و در همان‌جا کشته شده است.

چشمه غسلان هم به عقیده مردم توسط بابا یادگار حفر شده است. مردم برای پی بردن به پذیرش یا عدم پذیرش نذرشان به کنار چشمه می‌آیند و ظرف آبی را داخل چشمه می‌اندازند. اگر ظرف داخل آب فرو برود نذرشان پذیرفته شده و اگر روی آب بماند، نذرشان پذیرفته نشده است.

این روستا به هیروشیمای کوچک معروف است چرا که تنها چند روز پس از پایان جنگ، بمباران شیمیایی شد و با توجه به شرایط جنگی منطقه، هیچ‌کدام از مردم روستا نتوانستند منطقه آلوده را ترک کنند.

مقصد بعدی، روستای توت‌شامی بود. باز هم جاده‌های پر پیچ و خم و روستاهای بسیاری را پشت سر گذاشتیم. نزدیک غروب از یکی از غارهای مقدس اهل حق که کنار جاده قرار داشت، بازدید کردیم. هوا تاریک شده بود که وارد روستای توت‌شامی شدیم. روستای توت‌شامی محل اقامت «نصرالدین حیدری» بزرگ خاندان حیدری است. نصرالدین حیدری در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی به دیدار امام خمینی (ره) رفت و امام خمینی(ره) جمله تاریخی خود در مورد اهل حق را در این دیدار به زبان آورد.

متأسفانه نصرالدین حیدری در منزل نبود و ظاهراً به تهران رفته بود. اما پسر ایشان از ما به گرمی استقبال کرد. منزلی روستایی اما استوار و بزرگ که شباهت زیادی به موزه داشت، از آثار مربوط به اهل حق گرفته تا عکس و ظروف قدیمی و شمشیر و …

پسر نصرالدین تحصیلات دانشگاهی داشت و فارسی را سلیس و روان صحبت می‌کرد. البته از هرگونه پاسخ‌گویی به سؤالات طفره می‌رفت و ضیق وقت و کاستی احتمالی در پاسخ‌ها را دلیل آورد. اما شماره تماس دو سه نفر از محققین و صاحب‌نظران این طریقت را به اساتید همراه داد تا سر فرصت تماس بگیرند و هرچه می‌خواهند بپرسند و جواب بگیرند. در ضمن آمادگی‌اش را هم برای همکاری با دانشگاه برای معرفی بهتر طریقت اهل حق اعلام کرد.

روز دوم نیز به پایان رسید. برنامه روز سوم بازدید از آرامگاه سلطان صحاک بنیان‌گذار اهل حق بود. برای رسیدن به آرامگاه سلطان صحاک باید رهسپار شهر پاوه در شمال استان کرمانشاه شد. از آن‌جا نیز باید در مسیر جاده نوسود نزدیک مرز ایران عراق، وارد یک فرعی پرپیچ و خم، خاکی، پرشیب و خطرناک شد تا به مزار سلطان صحاک در روستای پردیور رسید.

آرامگاه در یک مجموعه شامل اقامتگاه زائران، جمع‌خانه، فروشگاه محصولات دینی اهل حق، کشتارگاه نذورات و … قرار گرفته است. در روزهای تعطیل و مناسبت‌های دینی بازدیدکنندگان بسیاری راهی این‌جا می‌شوند. اهدای خروس به عنوان نذر از اعمال جالب توجه رایج در این مجموعه است. مجموعه شلوغ بود و از محل جمع‌خانه هم به عنوان محل استراحت استفاده می‌شد. چند جوان با لباس‌هایی یک دست سفید و کلاهی بر سر و تنبور به دست در محل حضور داشتند که برای گروه برنامه‌ای هم اجرا کردند. در طول راه با دو زن روستایی بی‌حجاب مواجه شدیم که با پای پیاده و برهنه به سمت آرامگاه حرکت می‌کردند. وقتی دلیل این کار را پرسیدیم، گفتند که به یاد اسیری حضرت زینب(س) و معجر برداشتن از سر آن حضرت این کار را انجام می‌دهیم. در داخل جمع‌خانه، شجره‌نامه سلطان صحاک را به صورت کاشی‌کاری نصب کرده بودند.

خود مزار سلطان صحاک در انتهای مجموعه قرار داشت. مقبره‌ای کوچک با دو گنبد که برای ورود به آن باید سر خم می‌کردیم که نمادی از تواضع به شمار می‌آید. قبر سلطان بالاتر از سطح زمین و حدوداً یک متر ارتفاع داشت. کنار قبر و روی زمین سنگی قرار داشت به اعتقاد آنان در حکم حجرالاسود است. سنگی آسمانی و دارای قداست است. گرچه به ظاهر با سنگ‌های دیگر تفاوتی نداشت و نمونه آن فراوان یافت می‌شود. زائران با احترام خاصی با پای برهنه وارد محوطه می‌شدند و هنگام خروج به مقبره پشت نمی‌کردند. زیرزمین جمع‌خانه اختصاص به آشپزخانه و ذبح خروس‌های نذری داشت و چندین زن و دختر مشغول ذبح، پر کردن و طبخ خروس‌های نذری بودند. خروس‌هایی که شاید برخی از آن‌ها از همین وانت پارک شده مقابل درب ورودی خریداری شده بود. وانتی برای فروش خروس نذری. از این‌ها گذشته رفتار عموم مردم متواضعانه و محترمانه بود. مردم از این که کسی غیر از خودشان را می‌دیدند که مشتاقانه در پی جست‌وجو و دانستن است خوشحال می‌شدند.

اهل حق، سلطان صحاک را بنیان‌گذار اهل حق و از نسل امام کاظم (ع) می‌دانند. او اواخر قرن هفتم هجری در سلیمانیه عراق به دنیا آمده و به دلیل اختلاف با برادرانش بر سر جانشینی پدر که رئیس قادریان بود، به کردستان ایران گریخت. سخنان سلطان صحاک در کتابی به نام سرانجام به زبان کردی گرد آمده است. سلطان صحاک به هفت خاندان از سادات اجازه سرسپردگی داد که این تعداد هم‌اکنون به یازده خاندان رسیده است.

بازدید از مراکز متعلق به اهل حق با بازدید از مزار سلطان صحاک به پایان رسید. بازدید از معبد آناهیتا، دیدار با امام جمعه شهر پاوه و استاندار این شهر و بازدید از طاق بستان و بیستون و مزار ابودجانه از صحابه پیامبر(ص) هم از بخش‌های دیگر این سفر بود که به دلیل این که این که ارتباط مستقیمی با اهل حق نداشت، از توضیح درباره آن‌ها خودداری کردم.
مطرودند یا منزوی، شیعه‌اند یا غیر شیعه و ده‌ها سؤال و ابهام درباره اهل حق ایران، آنان را به گروه‌های مذهبی ناشناخته و رازآلود ترسیم کرده است. برای کنار زدن این پرده‌های ابهام‌افزا و شک‌برانگیز، باید راهی دیارشان شد. این‌جا کرمانشاه است، دیار مردمان اهل حق. به همراه گروهی از اساتید و دانشجویان دانشگاه ادیان و مذاهب قم رهسپار استان کرمانشاه شدیم.داود بهلولی
حسام؟ این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید