خسته نباشید به تمام عوامل این اجرا.
نمایش برای من ایدهی قابل احترامی داشت و پیامی که میخواست منتقل کنه رو هم دوست داشتم، اما متأسفانه در اجرا و مخصوصاً در نمایشنامه، ضعفهایی وجود داشت که باعث شد آنطور که باید با اثر ارتباط نگیرم.
به نظرم بخش قابلتوجهی از دیالوگها بیش از حد مستقیم و سطحی بودند و بعضی شخصیتها، بهخصوص در نیمه دوم، بیشتر وسیلهای برای جلو بردن روایت بودند تا اینکه واقعاً شخصیتپردازی شده باشند. در مقابل، تکامل شخصیت کوروش و آستیاگ برای من جذابتر بود و نشون میداد که همین ایده میتونست با پرداخت بیشتر، به روایت خیلی قویتری تبدیل بشه.
در چند صحنه هم بعضی انتخابهای اجرایی انقدر توی ذوق میزدند که عملاً حواس مخاطب رو از چیزی که قرار بود نقطهی اصلی صحنه باشه پرت میکردند؛ مثلاً نیفتادن چوبدستی مغان در صحنه ششم و نحوه کشته شدنش توسط آستیاگ، که به نظرم بهجای اینکه به فضای صحنه کمک کنه، توجه تماشاگر رو به سمت خودش میکشید. بعضی اتفاقات مثل رقص شاه، صحنه بغل کردن کوروش و هارپاگ و استفاده مکرر از سرهای بریده هم برای من همین مشکل
... دیدن ادامه ››
رو داشتند.
در مجموع حس کردم ایده و حرف اصلی نمایش پتانسیل خیلی بیشتری از چیزی که روی صحنه دیدیم داشت. به نظرم این متن هنوز نیاز به بازنویسی و پختهتر شدن داشت و اگر من جای شما بودم، با وجود احترامی که برای زحمات تمام عوامل قائلم، فعلاً این ایدهی ناپخته رو روی صحنه نمیآوردم.