درباره نمایش شبیه شبیه آنتیگون دیشب نمایش «شبیه شبیه آنتیگون» را در تالار مولوی تماشا کردم، در یک سال گذشته این دومین دفعهای بود که من نمایشی بر اساس تراژدی آنتیگونه نوشته سوفوکلس میدیدم. اولی نمایشی بود به اسم آنتیگونه با ساختاری پست مدرن و با سه بازیگر که تمهیدی برای حذف بازیگر زن با استفاده از صدای هوش مصنوعی که ابتکارات جالبی داشت و البته این حذف بازیگر زن در نمایشی که اصلیترین شخصیت آن یک زن است در کنار نکاتی دیگر، مفاهیم محتوایی را بر اثر بار کرده بود که الان قصد صحبت از آن را ندارم. اما نمایش «شبیه شبیه آنتیگون» که با کارگردانی دو خانم (نسیم ادبی و ندا شاهرخی) روی صحنه رفته است و من دیشب دیدم نکات فرمی و محتوایی دیگری داشت.
اول اینکه در این نمایش ساختار اصلی خود اثر سوفوکلس اجرا شده است و چیزی کم و اضافه نشده است که البته اضافه نشدن به نظرم قصد سازندگان نبوده است. این پایداری ساختاری باعث شده تماشاگری که با اصل اثر آشنایی نداشته است، خط داستان را به طور کامل دریافت کند (چیزی که در نمایش «آنتیگونه» اتفاق نیوفتاده بود). نکته دوم استفاده از دو عنصر بومی و ایرانی در کالبد اثری کاملا یونانی بود. اول موسیقی سنتی ایرانی بود که در بافتار اثر نشسته بود و دوم استفاده از فرم اجرای تعزیه در کار بود که به نظر من با توجه به تراژیک بودن متن با آن همخوانی داشت. هرچند فرم تعزیه و شیوه آوازخوانی به شکل اجرای تعزیه، توسط همه بازیگران اجرا نمیشد و به نظرم این به کار ضربه زده بود. اما چند نکته نیز در این کار به نظرم رسید. اول اینکه همسرایان در این کار چندان نقش جدی نداشتند در صورتی که چه در شکل کلاسیک آن در اثر سوفوکلس و چه در آنچه از صورت اجرای آن در نمایش درک میشد نقشی مهمتر از آنچه دیدیم، انتظار میرفت. گفتن جملاتی مانند مقاومت، شجاعت و عدالت از سوی آنها بدون داشتن مصداقی مشخص تنها ضرباتی کم رمق به ذهن خواننده میزند و او را در فهم اثر یاری نمیکند. نکته دوم در مورد توفیق در اقتباس از اثر است. هرچند سازندگان سعی کردهاند تا به متن اصلی متعهد باشند و تنها با تغییر ساختار جملات برای تعزیهخوانی آن را تغییر دهند اما به نظرم حداقل در دو نکته نسبت به اثر اصلی روایت نمایش کژکارکردی دیده میشود. اول در استرس و تاکید بر مفاهیم است. متن سوفوکلس درباره قانون شهر است.
تاکید بر فهم «قانون شهر» و نسبت آن با زیست قهرمان تراژدی است. در نمایشی که من دیشب دیدم این خط محتوایی کاملا گم شده بود در صورتی که این نکته در اهمیت اثر سوفوکلس هم در بافت تاریخ خودش و هم در معاصریت آن بسیار مهم است. دوم کاراکتر کرئون است. کرئون را اگر بخواهیم با اسطورههای خودمان مقایسه کنیم با تسامح شبیه به گشتاسب است. او مدافع قانون شهر (و شریعت) است.
قانونی که تهی شده از معنا است. اما در نمایش شبیه شبیه آنتیگون کرئون گویی تنها بر سر حکم خودش، و نه شهر و قانون، سر لجبازی را باز کرده است. در مجموع، گذشته از نکات محتوایی گفته شده نمایش شبیه شبیه آنتیگون اثر موفقی است به خصوص در تجربه ترکیب موسیقی و فرم اجرای نمایش ایرانی با یک اثر کلاسیک یونانی. ترکیبی که از اثر بیرون نیست و اتفاقا به همراهی حسی مخاطب با اثر کمک کرده است.
"ایمان صفرآبادی"