برای احسان و روژین و علینور و گروهی که همراهشان هستند.
گروهی با ارجاع به شاهنامه، تئاتری را روی صحنه بردهاند؛ و فارغ از ویژگیها و کاستیهای این اجرا، آنچه اهمیت دارد، بازخوانی فرهنگ و ادبیات سرزمینشان است. آنها با نگاهشان به میراث ادبی این کشور، به آبادانی این آبادی کمک میکنند.
این گروه جوان باید دیده شود، به کارشان توجه شود و برای ادامه دادن و بیشتر دیده شدن تشویق شوند. مهمتر از همه، آنها از این نترسیدهاند که انتخاب شاهنامه، در روزگاری که گاه دیده شدن به هر قیمتی به هدف تبدیل میشود، مسیر کمصداتری باشد. نه به تجملات پناه بردهاند و نه به شوخیهای مبتذل؛ بلکه کوشیدهاند با کمترین امکانات و در زیباترین شکل ممکن، به اجرایی آبرومند و قابل دفاع برسند. همین انتخاب و همین جسارت، فارغ از هر نقدی که به کارشان وارد باشد، ارزشمند است؛ چرا که فرهنگ یک سرزمین را نه فقط با ستایش میراثش، بلکه با بازخوانی و زنده نگه داشتن آن میتوان آبادتر کرد.
این کار سفارشِ هیچجا نیست، سفارشِ میهن است.
و این خودِ زیبائیست.
صابر ابر