در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | عرفان بیک درباره فیلم پیر پسر: نقد فیلم «پیرپسر» به کارگردانی اکتای براهنی تحلیل ساختاری، روایی و
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 02:15:13
عرفان بیک (erfanbeyk)
درباره فیلم پیر پسر i
نقد فیلم «پیرپسر» به کارگردانی اکتای براهنی

تحلیل ساختاری، روایی و روان‌شناختی از منظر مخاطب دقیق و منتقد
به قلم: عرفان بیک

مقدمه

فیلم ... دیدن ادامه ›› «پیرپسر» نخستین تجربه‌ی کارگردانی بلند اکتای براهنی در سینمای ایران است که با تبلیغاتی پر سر و صدا و حضور بازیگرانی چون حامد بهداد، حسن پورشیرازی، محمد ولی‌زادگان و لیلا حاتمی به نمایش درآمد. اثری با مدت زمان طولانی سه ساعت و ده دقیقه، که می‌خواهد روان‌پریشی، پدرکشی، بحران میل، اختلالات شخصیت و روابط خانوادگی معیوب را در بستری واقع‌گرایانه و در عین حال استعاری به تصویر بکشد. اما آیا فیلم در دستیابی به چنین هدف‌های جاه‌طلبانه‌ای موفق عمل کرده است؟

روایت ایستا، کند و فاقد تعلیق

از همان دقایق ابتدایی، فیلم با لوکیشن‌های محدود، عمدتاً در یک خانه، بیننده را در فضایی ایستا و بسته گرفتار می‌کند. نه تنوع مکانی وجود دارد، نه کنش دراماتیک تازه‌ای، و نه تعلیق روایی‌ای که بتواند تماشاگر را در طول ۱۹۰ دقیقه با خود همراه سازد. فیلم به‌جای پیش‌روی و گسترش روایت، در یک چرخه‌ی تکراری گیر می‌کند: مشروب‌خواری و تریاک‌کشی پدر، تماشای تلویزیون یا پلی‌استیشن توسط پسران، و گفت‌وگوهایی که چیز تازه‌ای نمی‌افزایند.

در این میان، حتی جزئیات مانند پخش سخنرانی ترامپ در تلویزیون، که می‌توانست ارجاعی سیاسی یا استعاری داشته باشد، در روایت هیچ کارکرد مشخصی پیدا نمی‌کند. صرفاً به‌نظر می‌رسد نویسنده کوشیده نوعی “زندگی معمولی” را ترسیم کند، اما این تلاش بدون هدف دراماتیک، به فرسایش روایت انجامیده است.

شخصیت‌پردازی معیوب و روان‌شناسی سطحی

مهم‌ترین اشکال فیلم، ناتوانی آن در پرداخت روان‌شناختی شخصیت‌هاست. علی (حامد بهداد) در ظاهر قرار است شخصیتی دارای اختلال روانی، یا حداقل گرفتار در چالش‌های روان‌شناختی ناشی از سرکوب جنسی، ترس، یا گذشته‌ی پرتنش باشد. اما بازی بهداد، برخلاف انتظار، نه روان‌پریشی عمیقی را نمایش می‌دهد، نه برون‌ریزی هیستریک دارد. با شخصیتی مواجهیم که نه در درونش تلاطمی دیده می‌شود و نه در رفتارهای بیرونی‌اش تغییری قابل لمس. او بیشتر شبیه یک فرد خجالتی و پاستوریزه است، تا شخصی گرفتار اختلال روانی.

در مقابل، رضا (محمد ولی‌زادگان) با بازی پخته‌تری که دربردارنده‌ی نشانه‌هایی از عقده‌ی ادیپ و خشونت پنهان است، بیشتر بار روان‌شناختی داستان را به دوش می‌کشد؛ چیزی که در طراحی شخصیت علی انتظار می‌رفت اما محقق نشده است.

عدم رشد شخصیت، فقدان قوس دراماتیک

یکی از بنیادهای ساختار ارسطویی درام، وجود یک شخصیت محوری دارای هدف، مانع، بحران و تحول است. در این فیلم، علی هیچ هدف روشن یا کنش فعالانه‌ای ندارد. عاشق رعنا می‌شود، اما برای عشقش نمی‌جنگد، نه اقدامی علیه پدر می‌کند و نه حامی دختر می‌شود. حتی در مهم‌ترین بزنگاه‌ها نیز غیرفعال است: کیف پول را پدر می‌برد، معادله‌ی قدرت را پدر رقم می‌زند، و علی صرفاً نظاره‌گر است.

تنها کنش پررنگ او در پایان فیلم – قتل پدر برای نجات برادر – نه از دل تحولی تدریجی و منطقی در شخصیت برمی‌خیزد، بلکه شبیه تصمیمی ناگهانی و منفعلانه برای خاتمه دادن به یک روایت فرسوده است. آیا این قوس رشد شخصیت است؟ یا درماندگی نویسنده در ساختن پایان برای قهرمانی که هرگز قهرمان نشده؟

ابهام در اقتصاد و منطق داستان

پدر خانواده – شخصیتی که قرار است مستبد، ثروتمند، و در عین حال ورشکسته باشد – به‌نحوی رفتار می‌کند که مخاطب را در سردرگمی اقتصادی رها می‌کند. او وانتی قدیمی دارد، خانه‌اش مصادره شده، شغلی ندارد، اما می‌تواند برای خوابیدن با یک دختر، یک میلیارد تومان نقد پرداخت کند؛ بی‌آن‌که کسی بپرسد این پول از کجا آمده است. نه منبع درآمدی برایش تعریف شده و نه سبک زندگی‌اش با رفتار مالی‌اش سازگار است. این تناقض‌ها به‌جای رمزآلود کردن شخصیت، باعث بی‌منطق شدن روایت می‌شود.

زن به مثابه ابزار: تحلیل شخصیت رعنا

رعنا با بازی لیلا حاتمی، نماد زنی امروزی است که میل به قدرت اقتصادی دارد و باهوش جلوه می‌کند، اما در نهایت ابژه‌ی معامله‌ای جنسی می‌شود که در آن هیچ استقلال واقعی ندارد. فیلم تلاش می‌کند او را پیچیده نشان دهد؛ زنی مستقل که تصمیم می‌گیرد به رابطه تن ندهد. اما در واقع، رعنا بیش از آن‌که کنش‌گر باشد، تحت کنترل مردان اطرافش (پدر و علی) است، و حضورش نیز بیشتر به‌عنوان ابزاری برای پیش‌برد روایت مردانه داستان تعریف شده است.

جمع‌بندی: فیلمی خسته‌کننده، سردرگم و فاقد منطق درونی

«پیرپسر» می‌خواهد سنگ بنایی برای یک سینمای روان‌شناختی متفاوت در ایران باشد. می‌خواهد فرم‌گرا باشد، شخصیت‌محور باشد، و از طریق ابهام، مخاطب را درگیر کند. اما به‌جای آن، تنها در لوپ‌های تکراری، فضاهای بسته، دیالوگ‌های فرساینده، و شخصیت‌هایی بی‌هدفی گیر می‌افتد که نه رشد می‌کنند، نه دگرگون می‌شوند، و نه همدلی برمی‌انگیزند. روایت، ساختار و شخصیت‌ها، هر سه با ایراداتی بنیادی مواجه‌اند که باعث می‌شود فیلم از فرم و محتوایی که می‌خواهد ارائه دهد، بازبماند.

در نهایت، «پیرپسر» بیش از آن‌که یک تجربه‌ی سینمایی موفق باشد، یک آزمایش شکست‌خورده در تلفیق روایت روان‌شناختی با ساختار فرمی متظاهر است. و مهم‌تر از همه، تماشاگرش را خسته، گیج و سردرگم رها می‌کند.


عرفان بیک (کارشناس بازیگری و کارشناس ارشد ادبیات نمایشی)
https://dark7men.ir/نقد-فیلم-پیر-پسر-به-کارگردانی-اکتای-ب/
محمد فروزنده، شیرین و هانیه مدرس این را خواندند
خطر اسپویل: برای خوب بودن یک فیلم حتما نیاز به تعدد مکانی و لوکیشن زیاد نیست، مهم اینه که فیلم در هر تعداد لوکیشنی که داره روایتش رو درست و منسجم بیان کنه که این فیلم این کار رو انجام داده و فیلم نیازی به لوکیشن های دیگری نداره، خیلی از شاهکار های سینمای جهان فقط در یک یا دو لوکیشن روایت شدن مثل دوازده مرد خشمگین، دندان نیش و.‌‌.. مهم نحوه روایت داستان است نه زیاد بودن لوکیشن. مورد دیگه در مورد اینکه غلام پول ها رو از کجا می آورد؟ در ابتدای فیلم در صحبتی بین پسر ها و پدر بیان میشه که غلام یک قاچاقچی بوده که همدستان خودش رو در زندان لو داده، یک قاچاقچی که تونسته از اعدام خودش رو نجات بده مطمئنا تونسته پول رفقای خودش رو هم که با هم از راه قاچاق در آوردن رو پنهان کنه و به دلار تبدیل کنه و درخانه نگه داره، پسرها هم این موضوع رو می دونند که مدام پسر کوچک میگه به ما پول بده،حالا چرا غلام با این وضع خوب زندگی داغونی داره؟ غلام یه معتاده که داره از این زندگی لذت می بره، اعتقادی به عوض کردن زندگی خودش نداره و همین که مواد بهش برسه و تفریحات جنسی خودش رو داشته باشه دیگه نیازی به عوض کردن شرایط نمی بینه، علاوه بر اون با توجه به جنازه مادر رضا که در حیاط خانه هست نمی تونه تغییراتی در خونه و زندگی خودش بده چون از گیر افتادن می ترسه. مورد دیگر اینکه پیر پسر اولین فیلم بلند اکتای براهنی نیست و دومین فیلم در مقام کارگردان هست و اولین فیلمش پل خواب ... دیدن ادامه ›› هست که من هردو رو دیدم و اون هم فیلم خوبی بود،ولی این فیلم نسبت به اون یک پیشرفت چشمگیر محسوب میشه،ویکی از نکات مثبت در زندگی یک کارگردان پیشرفت روز به روز نسبت به‌ فیلم قبلی هست.هرچند قبول دارم که فیلم ایرادهایی هم داره که اگه اونارو برطرف می کرد به یک فیلم بی نقص تبدیل میشد. اینکه گفتین تماشاگر خسته شده، جمله درستی نیست، باید بگید که خودتون شخصا خسته شدین، چون نظرات بیشتر تماشاگرها این رو نشون نمیده، من تا الان با چند گروه مختلف این فیلم رو رفتم سینما و هیچ کس خسته نشد و اینکه فیلم خسته کننده بوده صرفا نظر شخصی شماست.
دقیقا کجای فیلم گفت که خونه غلام مصادره شده؟ دقیقش این بود که خونه رو مصادره کرده بودن و این تونسته ازادش کنه و بعدم بالا بکشه. بقیه رو نمیدونم که طول فیلم خسته شدن یا نه ولی شما قطعا خسته شدین.
در نهایت اینکه ادای منتقد رو درمیارین، سوای خوب یا بد بودن نوشته هاتون، ولی زحمت یه سرچ ساده رو به خودتون ندادین که حداقل بفهمین پیر پسر اولین فیلم کارگردان نبوده
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید