در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | رسول احمدی درباره نمایش کازابلانکا: سلام و خسته نباشید به همه‌ی عوامل و کارگردان محترم نمایش کازابلانکا خ
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 00:45:25
سلام و خسته نباشید به همه‌ی عوامل و کارگردان محترم نمایش کازابلانکا خانم شما محمدی دوست عزیزم در تالار حافظ.
تلاش شما برای بازآفرینی یک اثر کلاسیک سینمایی در قالب اجرای زنده، از نظر اجرایی و تجربه‌ی تکنیکی قابل احترام است. اما پرسش اساسی اینجاستکه این نمایش در زیست فرهنگی و اجتماعی امروز ما چه جایگاهی دارد؟
کازابلانکا فیلمی است ریشه‌دار در تاریخ سینمای آمریکا، ساخته‌شده بر بستر جنگ جهانی دوم، در فضایی که تبعید، عشق، و مقاومت معنایی تاریخی و جمعی داشت. اما در جامعه‌ای مثل ایران امروز، که هر روز خودش روایت‌های زنده، دردناک و انسانی‌تری از تبعید، فرار، عشق و فروپاشی را تجربه می‌کند، بازاجرای یک قصه‌ی وارداتی از دهه‌ی چهل میلادی چه نسبتی با انسان ایرانی دارد؟
مسئله بر سر فرم نیست، بر سر محتواست.
تئاتر اگر قرار است زنده باشد، باید (مسئله‌ی ما) را روی صحنه بیاورد. اجرای زنده‌ی یک فیلم کلاسیک شاید در نیویورک یا پاریس، به‌عنوان تجربه‌ای میان‌رشته‌ای میان سینما و تئاتر معنا پیدا کند، چون آن‌ها دارند گذشته‌ی خود را بازخوانی می‌کنند. اما در تهران امروز، جایی که (حال) ما هنوز گفته نشده و (درامِ معاصر ایرانی) در حاشیه‌ی بی‌توجهی نفس می‌کشد، چنین اجرایی چیزی جز بازپخش یک خاطره‌ی ... دیدن ادامه ›› بیگانه نیست.
تئاتر باید آینه باشد، نه پرده‌ی سینما. وقتی بازیگر ایرانی دیالوگ ریک و ایلسا را تکرار می‌کند، صدایش از دل تاریخ خودمان بیرون نمی‌آید؛ از دهانِ دیگری می‌آید. در این اجرا نه تعارضی تازه شکل می‌گیرد، نه درامی از دل تجربه‌ی انسانی بیرون می‌تراود. ما صرفاً شاهد بازنمایی فرمالیستیِ یک روایت هستیم، بدون روح، بدون ضرورت.
جامعه‌ی ما پر از کازابلانکاهای واقعی است؛ پر از آدم‌هایی که می‌خواهند از هنجار های خودشان بگریزند . از جنگ‌های پنهان، از ویرانی‌های درونی، از مرزهایی که در ذهن و زندگی‌شان کشیده شده. اما در صحنه‌ی شما، این فرار نه دردی دارد نه دلیلی. چون متعلق به ما نیست.
با احترام و خسته نباشید به همه‌ی زحمات گروه، باید پرسید چرا باید در زمانی که زندگی ایرانی پر از درام‌های ناگفته است، وقت و هزینه‌ی تئاتر صرف بازسازی فیلمی شود که هرگز در حافظه‌ی جمعی ما زندگی نکرده؟
تئاتر زنده یعنی مواجهه با اکنون. یعنی ایستادن روبه‌روی درد، نه پناه بردن به خاطره‌ی یک عشقِ غربی در کازابلانکا.
تئاتر وقتی جان می‌گیرد که صادقانه از دل این خاک سخن بگوید. از عشق‌های خاموش‌شده‌ی همین خیابان‌ها، از تبعیدهای بی‌مرز، از فروپاشی‌های انسانی که هر روز در شهر می‌گذرد. نه از قصه‌ای که نه دردش مال ماست، نه امیدش.
در روزگاری که صحنه‌های واقعی زندگی مردم از هر تئاتری دراماتیک‌تر است، اجرای دوباره‌ی کازابلانکا بیش از آنکه یادآور تئاتر زنده باشد، یادآور پخش زنده‌ی فراموشی است.

محمد فروزنده و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید