در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | رسول احمدی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 18:00:44
 

نویسنده، کارگردان، بازیگر و تهیه کننده تاتر
از سال ۸۸ تا کنون
نویسندگی و کارگردان نمایش کارگاه پایان انتظار گدو مرده است
وبازی در نمایش های:
طبقه اضافی ۱ و ۲
فلسفه باز
شقامک
نئورئالیسم
کارگاه
گلن گری گلن راس
مرثیه ای برای یک سبک وزن
رویای شب نیمه ی زمستان
خرس
آدم آدم است

 ۱۵ شهریور ۱۳۷۳
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
خانوادهٔ محترم نکته‌دان از آن دسته آثارِ کمدیِ اجتماعی است که تلاش می‌کند بحران‌های زیستِ طبقهٔ متوسط را در قالب یک موقعیت فشردهٔ خانوادگی بازتاب دهد. ریتم اجرایی نمایش منظم و کنترل‌شده است و گروه بازیگران با انرژی و هماهنگی قابل قبول، بار اصلی پویایی صحنه را به دوش می‌کشند؛ این مهم‌ترین نقطه‌ی قوت اثر است و مانع از افت ضرباهنگ اجرا می‌شود.
با این‌حال، از منظر ساختار دراماتیک می‌توان گفت نمایش بیشتر بر کمدیِ کلامی و ارجاعات ژورنالی ،مجازی اتکا دارد تا خلق کمدی موقعیت. شوخی‌ها اغلب از طریق زبان و گفتار پیش می‌روند نه از دلِ کنش و چیدمان صحنه؛ همین مسئله باعث می‌شود نمایش گاهی به سمت «کمدی به‌زور» میل کند و ساحت نمایشی آن به شکل کامل از درونِ موقعیت تغذیه نشود. در نتیجه، در بخش‌هایی از اجرا خلأ پیشران درام و عدم شکل‌گیری تنش لایه‌مند احساس می‌شود.
در نقطهٔ مقابل، نمایش در پایان‌بندی خود به انسجامی قابل‌توجه می‌رسد؛ گره‌خوردن ماجرای طلا و قرارگرفتن شخصیت معتاد در وضعیت تعلیقی، روایت را از سطح شوخی‌های مقطعی جدا می‌کند و به سمت یک بیان تراژیک ، نیهیلیستی سوق می‌دهد. این «مرگ برای هیچ» و برملاشدن فقدان معنا در مناسبات خانوادگی، پایان نمایش را تبدیل به نقطه‌ای قابل تفسیر و نسبتاً قدرتمند می‌کند و نشان می‌دهد نویسنده در لایهٔ مفهومی اثر دغدغهٔ مشخصی داشته است.حتی اگر مسیر رسیدن به آن، در بخش‌هایی ناهموار باشد.
از نظر طراحی صحنه و کارکرد فضا نیز اجرای حاضر در چارچوب امکانات محدود، خوانایی نسبتاً خوبی ارائه می‌دهد، هرچند می‌توانست با بهره‌گیری از میزانسن‌های متنوع‌تر، بخشی از بار روایت را از دوش دیالوگ‌محوری بردارد و به تصویر منتقل کند.
در مجموع، خانوادهٔ محترم نکته‌دان اثری است با جوانه‌های فکری ... دیدن ادامه ›› ارزشمند و پایان‌بندی تأثیرگذار، اما با ضعف‌هایی در حوزه‌ی انسجام درام و تولید کمدی موقعیت. با این‌حال انرژی گروه و تلاش برای طرح یک مضمون تلخ در قالبی کمدی، این نمایش را به تجربه‌ای قابل توجه و محترم تبدیل کرده است؛ اجرایی که مسیر تکامل خود را پیدا کرده و می‌تواند با تقویت برخی نقاط ضعف، به مرحله‌ی پخته‌تری نیز برسد.
خسته نباشید به مرتضی ربیعی نویسنده و کارگردان .محمد آقایی و علی حسینی رفقای عزیزم و دیگر عوامل نمایش
سلام و خسته نباشید به همه‌ی عوامل و کارگردان محترم نمایش کازابلانکا خانم شما محمدی دوست عزیزم در تالار حافظ.
تلاش شما برای بازآفرینی یک اثر کلاسیک سینمایی در قالب اجرای زنده، از نظر اجرایی و تجربه‌ی تکنیکی قابل احترام است. اما پرسش اساسی اینجاستکه این نمایش در زیست فرهنگی و اجتماعی امروز ما چه جایگاهی دارد؟
کازابلانکا فیلمی است ریشه‌دار در تاریخ سینمای آمریکا، ساخته‌شده بر بستر جنگ جهانی دوم، در فضایی که تبعید، عشق، و مقاومت معنایی تاریخی و جمعی داشت. اما در جامعه‌ای مثل ایران امروز، که هر روز خودش روایت‌های زنده، دردناک و انسانی‌تری از تبعید، فرار، عشق و فروپاشی را تجربه می‌کند، بازاجرای یک قصه‌ی وارداتی از دهه‌ی چهل میلادی چه نسبتی با انسان ایرانی دارد؟
مسئله بر سر فرم نیست، بر سر محتواست.
تئاتر اگر قرار است زنده باشد، باید (مسئله‌ی ما) را روی صحنه بیاورد. اجرای زنده‌ی یک فیلم کلاسیک شاید در نیویورک یا پاریس، به‌عنوان تجربه‌ای میان‌رشته‌ای میان سینما و تئاتر معنا پیدا کند، چون آن‌ها دارند گذشته‌ی خود را بازخوانی می‌کنند. اما در تهران امروز، جایی که (حال) ما هنوز گفته نشده و (درامِ معاصر ایرانی) در حاشیه‌ی بی‌توجهی نفس می‌کشد، چنین اجرایی چیزی جز بازپخش یک خاطره‌ی ... دیدن ادامه ›› بیگانه نیست.
تئاتر باید آینه باشد، نه پرده‌ی سینما. وقتی بازیگر ایرانی دیالوگ ریک و ایلسا را تکرار می‌کند، صدایش از دل تاریخ خودمان بیرون نمی‌آید؛ از دهانِ دیگری می‌آید. در این اجرا نه تعارضی تازه شکل می‌گیرد، نه درامی از دل تجربه‌ی انسانی بیرون می‌تراود. ما صرفاً شاهد بازنمایی فرمالیستیِ یک روایت هستیم، بدون روح، بدون ضرورت.
جامعه‌ی ما پر از کازابلانکاهای واقعی است؛ پر از آدم‌هایی که می‌خواهند از هنجار های خودشان بگریزند . از جنگ‌های پنهان، از ویرانی‌های درونی، از مرزهایی که در ذهن و زندگی‌شان کشیده شده. اما در صحنه‌ی شما، این فرار نه دردی دارد نه دلیلی. چون متعلق به ما نیست.
با احترام و خسته نباشید به همه‌ی زحمات گروه، باید پرسید چرا باید در زمانی که زندگی ایرانی پر از درام‌های ناگفته است، وقت و هزینه‌ی تئاتر صرف بازسازی فیلمی شود که هرگز در حافظه‌ی جمعی ما زندگی نکرده؟
تئاتر زنده یعنی مواجهه با اکنون. یعنی ایستادن روبه‌روی درد، نه پناه بردن به خاطره‌ی یک عشقِ غربی در کازابلانکا.
تئاتر وقتی جان می‌گیرد که صادقانه از دل این خاک سخن بگوید. از عشق‌های خاموش‌شده‌ی همین خیابان‌ها، از تبعیدهای بی‌مرز، از فروپاشی‌های انسانی که هر روز در شهر می‌گذرد. نه از قصه‌ای که نه دردش مال ماست، نه امیدش.
در روزگاری که صحنه‌های واقعی زندگی مردم از هر تئاتری دراماتیک‌تر است، اجرای دوباره‌ی کازابلانکا بیش از آنکه یادآور تئاتر زنده باشد، یادآور پخش زنده‌ی فراموشی است.

محمد فروزنده و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امشب اجرای نمایش ما به پایان رسید؛ اجرایی کوچک، اما صادقانه، که از دل اندیشه و دغدغه زاده شد، نه از میل به دیده شدن.
«پایان انتظار، گدو مرده است» برای ما تنها یک اجرا نبود، بلکه تجربه‌ای بود در فهمِ انسانِ امروز، در جهانی که معنا را فراموش کرده و هنوز چشم‌به‌راه معجزه است.
ما کوشیدیم با امکانات اندک، با سالنی کوچک و سکوتی سنگین، جهانی را بسازیم که از آنِ خودمان باشد؛ جهانی بومی و اندیشمند، در برابر روایت‌های ترجمه‌شده‌ای که سال‌هاست صحنه‌های ما را اشغال کرده‌اند.
برای ما، این اثر تلاشی بود در بازخوانیِ «ابزورد» از منظر ایرانی ،از درونِ زیست ما، با لهجه‌ی ما و با دردِ ما.
اما در کنارِ تمام شور و خستگیِ این مسیر، ناچارم بگویم که تئاتر امروز، بیش از هر زمان دیگری گرفتارِ مناسبات اقتصادی و الیگارشیک شده است.
سکویی که باید پناهِ اندیشه و اجرا باشد، گاه بیش از هنر، به سود می‌اندیشد؛
تیوال . که زمانی خانه‌ی هنرمندان مستقل بود . این روزها بیش از حد شبیهِ یک بازار است: بی‌اعتنا به آن‌چه در صحنه می‌گذرد، و مشتاقِ آن‌چه ... دیدن ادامه ›› در حساب‌ها می‌نشیند.
در این دور از اجرا، حتی عکس ساده‌ای از ما ثبت نشد؛
گویی ما نه گروهی هنری، که تنها بخشی از چرخه‌ی درآمد بودیم.
با این حال، ایمان دارم که معنا را نمی‌توان از هنر گرفت.
حتی اگر ابزارِ ما کوچک باشد، صحنه‌ی ما تنگ، و سکوت پیرامون‌مان سنگین، باز هم تئاتر راه خود را پیدا می‌کند
چرا که تئاتر، در اصل، خودِ کنشِ بودن است.
از تمام کسانی که این مسیر را دیدند، نقد کردند، و با ما در این گفت‌وگوی فلسفی شریک شدند، صمیمانه سپاسگزارم.
پایان این اجرا، برای من پایان انتظار نیست؛
آغازِ تأملی تازه است بر اینکه چطور می‌شود در جهانی بی‌معنا، باز هم معنا را ساخت.

رسول احمدی
امیر مسعود و محمدعلی ارکانی این را خواندند
حامد هنرپرورتمیز این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش " طبقه اضافی " روایت جوانانی است که زمینی تقسیم ناشدنی را به ارث برده اند . آنان خواهان استقلال خویش اند اما امکان این
" فردیت " ممکن نمی گردد چرا که آرامش " همگان " در گرو وابستگی ِ ایشان است .
" طبقه اضافی " روایت مردمانی است که هرگز بودن یا نبودن برایشان بدل به مساله نگشت . مردمانی محروم از سنت ، جا مانده از توسعه . وقوع یک اتفاق که هرگز به ساحت واقعیت برکشیده نمی شود .
طبقه اضافی روایتی است بدون راوی ، حاشیه ایست در مرکز ، آنارشی ای درون نظم ، نمایشی بدون مخاطب ، خنده ای بدون شادی . قصه ای که روایتش سیاه نمایی قلمداد می شود . سخنی که بیانش چونان شعار جلوه می کند . طبقه اضافی روایت مردمانی است که نبودنشان به صلاح نیست .
محمد فروزنده این را خواند
مهدی مسموعی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
لاصه: «طبقه اضافی» روایت جوانانی است که زمینی تقسیم ناشدنی را به ارث برده اند. آنان خواهان استقلال خویش اند اما امکان این «فردیت» ممکن نمی گردد چرا که آرامش«همگان» در گرو وابستگی ایشان است.
" طبقه اضافی " روایت مردمانی است که هرگز بودن یا نبودن برایشان بدل به مساله نگشت. مردمانی محروم از سنت، جا مانده از توسعه; وقوع یک اتفاق که هرگز به ساحت واقعیت برکشیده نمی‌شود.
طبقه اضافی روایتی است بدون راوی، حاشیه‌ایست در مرکز، آنارشی‌ای درون نظم، نمایشی بدون مخاطب، خنده‌ای بدون شادی، قصه‌ای که روایتش سیاه نمایی قلمداد می‌شود. سخنی که بیانش چونان شعار جلوه می‌کند. طبقه اضافی روایت مردمانی است که نبودنشان به صلاح نیست.
نمایش خیلی خوبی بود . به مشکلات مالی و اجتماعی و فرهنگی قشر ضعیف جامعه اشاره کرده بود . در قالب کمدی . شیرین و درس آموز
۲۳ بهمن ۱۴۰۳
با عرض درود خدمت گروه و بازیگران عزیز،
واقعا عالی بود تئاتری که فقط با اکت بازیگراش خنده میگیره و در حال خیلی عمیق و تامل برانگیزه
خیلی لذت بردیم به همگی شما خسته نباشید میگم
با آرزوی موفقیت های روز افزون برای تمامی عزیزان
۰۴ اسفند ۱۴۰۳
سلام و عرض ادب نمایش فوق العاده خوبی بود ، کارگردانی عالی ،
بازی بازیگران بی نظیر بود ... خداقوت به شما توصیه می کنم حتما دیدن این تئاتر جذاب رو از دست ندید.

۱۳ اسفند ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خسته نباشید به رفقای بازیگر و عواملی که در این نمایش حضور دارن و تو این شرایط سخت اقتصادی نمایش میارن رو سن
اما درباب نمایش باید عرض کنم جدا از بحث بازیگری روایت داستان دچار بی هویتی و اساسا بدون رخداد وعدم وجود درام دچار لنگی شده لذا ماهیت اصلی نمایش از نظر بده روایت درسته که متاسفانه وجود نداشت. امیدوارم در آینده کار های بهتری ازتون ببینیم.خسته نباشید.
با عرض سلام و خسته نباشید به همه دوستان و وعوامل نمایش
این نمایش.از نظر سیاسی بی ضرر و از نظر ساختار روایی و فنی پرضرر
موفق باشید
ممنونیم از لطف نقدتون و متأسفیم که اجرا مورد نظر شما نبوده 🙏
۰۷ اسفند ۱۴۰۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر

تماس‌ها

رسول احمدی...