از خبر پیروزی کاندید محبوبش
سر خوش و مست
بهترین لباسهایش را پوشید،
تارش را برداشت
کنار رود،
در حالی که رقص بر اندام داشت
نشست و نواخت و آواز خواند
ناگهان صدایش گم شد
هرچه فریاد کشید
از دهانش هیچ ندایی ... دیدن ادامه ›› نیامد
هرچه نواخت
آوای سازش را، صدایش را، رود با خود برد
همانگونه که سالها پیش،
کشتههای اعتراضات را با خود برده بود
همانطور که
زنی زیبا را بعد از تجاوز و قتل درونش انداخته بودند،
همانگونه کودکی را که مادر از سر فقر در آب رها کرد، با خود برده بود
لبخندش را، لب هایش را، سازش را، آوازش را
کنار رود جا گذاشت
و دیگر هیچگاه
هیچکس
او را ندید .
از خبر پیروزی کاندید محبوبش
سر خوش و مست
بهترین لباسهایش را پوشید،
تارش را برداشت
کنار رود،
در حالی که رقص بر اندام داشت
نشست و نواخت و آواز خواند
ناگهان صدایش گم شد
هرچه فریاد ...