در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | پیام بهرام درباره سریال بی صدا فریاد کن: نمیدونم عرضم درست هست یا نه اما معتقدم تو ژانر پلیسی ضعیف هستیم. این ه
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 01:36:53
نمیدونم عرضم درست هست یا نه اما معتقدم تو ژانر پلیسی ضعیف هستیم. این همه سال سریالهای مختلف با نویسنده و کارگردانهای متفاوت ساخته شده اما معدود سریالی بوده که محبوب و تماشایی باشه. موفق ترینش شاید سریال «کلانتر» بود.
شاید بشه گفت آقای فخیم زاده تلاش های موثرتری انجام دادن که به سرانجام و موفقیت رسید. سریالی مثل «بیصدا فریاد کن» داستان و روایت درستی داشت. مخاطب جذب میکرد و درکنارِ شعارزدگی بقیه آثار تلویزیونی و رسانه های دیگه درباره قرص اکس، کمتر مارو نصیحت میکرد و بیشتر نشون میداد. چیزی هم که به نظرم همیشه در سریالهای آقای فخیم زاده ناجی بود، سطح طنز کاراکترهایی بود که خود مهدی فخیم زاده داشت؛ شوخ طبعی و بانمکی که توی سریالهای پلیسی کمتر نشون داده میشه که "ابهت" ِ پلیس زیرسوال نره.
آقای فخیم‌زاده تو فیلماشون به خانوما نقش‌های موثر و کلیدی می‌دادن. میشه گفت با فیلم "همسر" که زن از محیط خونه و آشپزخونه به عرصه مدیریت راه پیدا کرد، پیشگام بودن.
تو سریال خواب بیدار هم دو نقش کلیدی پلیس و تبهکار هم به خانوما سپرده شد.
۰۸ فروردین
درودها.

میتونم بگم عدم موفقیت این ژانر تو ایران 2 تا دلیل داره:

اول: ریتم کُند. دلیلشه هم اینه که suspense رو با کش‌دادن اشتباه میگیرن.
حرکت دوربین یا چشم و ابرو اومدن شخصیت منفی داستان و یا ... دیدن ادامه ›› مثلاً زوم کردن رو این جزئیات، تعلیق و کشش ایجاد نمیکنه!
این همه کتابهای جنایی از آلن پو بگیر بیا تا چندلر و دَشیل هَمِت و ویتفیلد و ... ولی یه فیلمساز ایرانی در ژانر جنایی پا نشده بره اینا رو محض رضای خدا یه دور بخونه تا مکانیزم سرعت وقایع رو متوجه بشه! زندگی در واقعیت امر هم حتی به این کُندی‌ای که در سریال‌های جنایی ایرانی میبینم، نیست، چه رسد به «واقع‌نمایی» که باید قاعدتاً شعبده و جادوی مهندسی‌شده‌ی کارگردان باشه برای نمایش واقعیت.

دوم: ضعف داستان و شخصیت‌پردازی.
نمیدونم رمان High Window (که به نظر من یکی از عجیب و غریبترین کارهای Chandler هست) رو خونده باشید یا نه. یه کلاس آموزشی خوب میتونه باشه برای یاد دادن ضرباهنگ منطقی وقایع به کارگردانها و اگه بخوام یه مثال امروزی تر بیارم، Black Echo نوشته Michael Connelly که این یکی دیگه نوبره! یه گروه تبهکار از بانک فدرال الماس میدزدن به این شکل که از چند کیلومتر دورتر، تونل حفر میکنن و از زیر vault درمیان! حالا این کار رو کی انجام میده؟ یکی از اپراتورهای کارکشته‌ی آمریکایی که تو جنگ ویتنام تو جوخه‌ی Rats یا موشها بوده و جالبه بدونی همچین جوخه ای واقعا وجود داشته و کماندوهایی بودن که کارشون همین بوده و به تونلهایی که حفر میکردن میگفتن Black Echo. افرادی که زنده میموندن بیشترشون به خاطر تنشهای روانی، مشکلات اعصاب پیدا میکردن چون مجبور بودن چندین روز تو تونلهای تنگ و تاریک و بعضا کنار جسد ویتنامیهایی که اون پایین بودن، بمونن. این سرباز هم به خاطر روانزخمهایی که تو جنگ دچارش شده، در زمان حال، معتاد به هروئین و درب و داغونه و اجیر میشه تا برای دزدهای الماس کار کنه. حالا نقطه شروع تعلیق کجاست؟

کارآگاهی که مسئول رسیدگی به پرونده میشه، با این آدم تو ویتنام هم‌رزم و رفیق بوده... حالا این کارکتر اصطلاحاً مثبت، "هم"، گرفتار مشکلات و کابوسهای ناشی از موندن به مدت طولانی تو تونلهای black echo تو زمان جنگه؛ یعنی هم با کارکتر منفی داستان نقطه اشتراک داره و هم افتراق. این تناقض به درستی هرچه تمامتر کار میکنه و بذر تعلیق کم کم رشد میکنه و شخصیت‌ها هم به فراخور ساخته میشن و ما با انسانهایی مواجه میشیم که با همه ضعفها و ایرادهاشون، رفتار میکنن. آیا تو سریالهای ایرانی همچین چیزی رو میبینیم؟ همه صفر و یکی هستند! یا قدّیس، یا شیطان! وسط هم نداره! کارکتر خوب داستان اسمش معصومه یا سعید هستش و آدم بدها یا سامان هستن یا غلام یا ژاله! معمولا هم سیگار میکشن، شلوار جین میپوشن و با روبدوشامبر تو خونه ول میگردن و آب پرتقال میخورن!

یه نویسنده آینده‌دار ایرانی رو چندسال پیش کشف کردم: خانم ساناز زمانی. یه رمان پلیسی داره به اسم اقامت ابدی. شخصیت اول داستان رو درست ساخته و پرداخته کرده و به نظرم نقطه عطفی تو شخصیت‌پردازی تو ژانر جنایی در ایرانه.

سپاس –
۰۸ فروردین
سامان حسنی
درودها. میتونم بگم عدم موفقیت این ژانر تو ایران 2 تا دلیل داره: اول: ریتم کُند. دلیلشه هم اینه که suspense رو با کش‌دادن اشتباه میگیرن. حرکت دوربین یا چشم و ابرو اومدن شخصیت منفی داستان ...
شوربختانه کتابهایی که ذکر کردین رو نخوندم و مشتاق شدم که خریداری کنم و بخونمشون. شاید کارگردانهایی بودن که تلاش کردن ایرانیزه کنن اما طبق قوانین ایران نتونستن یا نمیشد. شخصیت‌پردازی شخصیت‌های منفی خیلی مهمه که توی سریالهای ایرانی خیلی ضعیف عمل میشه و به جاش، تلاش دارن شخصیت‌های مثبت رو فرشته و فوق العاده نشون بدن که کاش واقعا درش موفق میشدن. حتی توی این شخصیت‌ها هم ضعیفن.
۰۸ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید