بازی درست ، میمیک درست ، وجه تفاوت گارگردانی و بازیگری که هر دو از سوی یک نفر مدیریت میشد (احد شکری ) .
صدای درست ، تسلط اکتور ها به نمایشنامه ، شوخی های کوتاه و گذری اما مدیریت شده ، طراحی لباس درست ، نامنظم بودن چیدمان تماشاچیان ، دیالوگ کم اکتور استاد دانشگاه با توجه به تسلط و همراهی در فضای کمدی نمایش نامه ، اینکه اولین و آخرین دیالوگ از سوی شخص مترانپاژ بود ، جذاب بود ، نامنظم بودن نشستن یکسری از اکتور ها که باعث میشد برخی دیگر دیده نشن ، نا منظم بودن کفش اکتور ها ، که ناخود آگاه حواس مخاطب رو پرت میکرد ، حس نداشتن اکتور اورژانس با توجه به بقیه اکتور ها ، گفتگو جالب ۳ نفره بین کالوشین همسرش و صاحب خانه ، و پایان جذاب .
بسیار لذت بخش بود ، ممنون از همگی ، خسته نباشید .