در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | گروه تئاتر نئوتهران درباره نمایش لوله: خلاصه‌ی کامنت‌ها و نقدهای مثبت و منفی کاربران و منتقدین درباره‌ی نمایش
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 22:28:47
خلاصه‌ی کامنت‌ها و نقدهای مثبت و منفی کاربران و منتقدین درباره‌ی نمایش «لوله» (قسمت چهارم):

نکات کلی: چند بار دیدن «لوله»، انتقال موفق حس، مسئله‌ی فساد اقتصادی در «لوله»، پنهان شدن مفاهیم به جای آشکاره‌گی، «لوله» بی سر و ته و شعاری بود، مفهوم «بدن انضباط‌یافته»، تئاتر پست‌دراماتیک، انفعال فعال بازیگر و مسئله‌ی حضور، خنده و گریه با «لوله»، فرم و محتوا در راستای هم حرکت می‌کند، «لوله» بر علیه تمامیت‌خواهی، زیستن بازیگران بر روی صحنه.

1. انرژی بازیگرهای «لوله» من رو تحت تاثیر قرار داد.

2. نمایش «لوله»؛ تجربه‌ی زیستن بازیگر روی صحنه است؛ جایی که فرم و قدرتِ پرفورمنس، مرز میان بازیگری و حقیقت را از میان برمی‌دارد.

3. ... دیدن ادامه ›› «لوله» اثری بر علیه توتالیتاریسم؛ که با استفاده از استعاره حرف‌های به روزی برای گفتن دارد. زیباترین قاب اثر لحظه‌ایست؛ که همه‌ی بازیگران دست‌شان در لوله قرار گرفت و در کنار هم یک خط تشکیل دادند.

4. «لوله»، واگویه‌ی تلخ‌ی از جامعه‌‌ای خسته است؛ که به مرز جنونی افسارگسیخته رسیده. مانیفست پررنگ انتهای کار از متن بیرون زده. این اثر جز معدود نمایش‌هایی‌ست که محتوا و فرم در راستای هم حرکت می‌کند و نبوغ کارگردان ستودنی است. البته کارگردانی کار بر نمایشنامه برتری مطلق دارد.

5. در طول اجرای «لوله»، حس غم و شادی رو تجربه می‌کنی؛ و با اجرا می‌خندی و گریه می‌کنی.

6. خود لوله در اجرای «لوله»، نه‌ تنها امتداد بدن، بلکه در لحظاتی جایگزین آن می‌شود -به‌ گونه‌ای که مرز میان سوژه و ابزار فرو می‌ریزد. این همان نقطه‌ای است که می‌توان آن را در امتداد مفهوم «بدنِ انضباط ‌یافته» در اندیشه‌ی فوکو نیز خواند: بدنی که تحت سازوکارهای قدرت، شکل می‌گیرد، کنترل می‌شود و حتی کارکردهایش بازتعریف می‌شود. چند کارکردی بودن «لوله» -از ابزار کار تا لوله تفنگ و حتی ابژه‌ای در نسبت با خشونت جنسی- دامنه معنایی آن را گسترش می‌دهد و آن را به یک نشانه‌ی سیال بدل می‌کند. در اجرای «لوله»، کرئوگرافی برخی صحنه‌ها به خلق تصاویر قابل‌توجهی انجامیده است. این تصاویر، در امتداد آنچه هانس-تیس لمان، تئاترشناس آلمانی، از آن به عنوان «تئاتر پسا‌دراماتیک» یاد می‌کند، بیش از آنکه در خدمت پیشبرد روایت باشند، بر تجربه حسی و ادراکی مخاطب تکیه دارند. یکی از موثرترین مولفه‌های این اجرا، بهره‌گیری سنجیده و حرفه‌ای از عنصر موزیکالیته است؛ عنصری که در بخش قابل‌توجهی از تئاتر غیرسنتی ما یا نادیده گرفته می‌شود یا به‌صورت الحاقی و تزیینی به کار افزوده می‌شود. موسیقی در این اجرا، کارکردی دراماتورژیک پیدا می‌کند و در برخی بخش‌ها از طریق آواز و فرم‌های کرال به خود اجراگران سپرده می‌شود تا به‌مثابه امتداد کنش نمایشی، در پیشبرد روایت مشارکت کند. بدن و حضور صحنه‌ای «علی نهاوندی» از سطح ایفای نقش فراتر رفته و به یک کانون توجه مداوم برای مخاطب بدل می‌شود. او در حفظ نوعی «انفعالِ فعال» موفق است؛ وضعیتی پارادوکسیکال که در آن، کنش‌مندی نه از طریق حرکت و برون‌ریزی، بلکه از دل سکون تولید می‌شود. او «حضور» دارد؛‌ حضوری که پیش از هرگونه معناپردازی روان‌شناختی، از طریق کیفیتِ بودن بدن بر روی صحنه شکل می‌گیرد. نمایش «لوله» را می‌توان تلاشی قابل اعتنا در جهت پیوند دادن فرم‌های غیرواقع‌گرا با مضامین اجتماعی-سیاسی دانست؛ تلاشی که از منظر حوزه‌ی تماتیک و ایده‌ی اجرایی در جای درستی قرارگرفته. (منتقد: آناهیتا ایزدی)

7. به نظر من نمایش «لوله» رو باید بیش از یکبار دید؛ تا هر بار متوجه بشید در پس هر دیالوگ چقدر حرف نهفته وجود داره و هر بار به بازی درخشان یکی از بازیگران توجه کنید.

8. نمایش «لوله»، شما رو وارد دنیای کودکی می‌کنه. این اجرا ترکیبی‌یه از درد، خشونت، ترس و جنون، که همین مسئله غم‌ی رو با لبخند تلخ منتقل می‌کنه.

9. یک چیزی از سورئال شنیده بودند؛ تا میومدی ارتباط بگیری پرت می‌شدی بیرون. سر و ته نداشت و بی‌ربط و شعاری بود.


10. طبق گفته‌ی «تئودور آدورنو»؛ «سینما (در اینجا تئاتر)، آشکار نمی‌سازد؛ پنهان می‌کند.» اجرای «لوله»، پر از لایه‌های محتوایی در درون فرم‌های درست بود؛ که آشکار نمی‌ساخت و پنهان می‌کرد. کارگردانی اصولی، بازیگری تراش خورده، گریم و طراحی لباس حرفه‌ای در اثر دیده می‌شد. تامل برانگیز بود و از طرفی سرگرم کننده، پر از جزئیات طراحی شده. خسته کننده نبود؛ ساعت را نگاه نکردم و لذت بردم.

11. مشکل از گرفتگی لوله‌ی بزرگ نیست؛ مشکل خود لوله‌ی بزرگ‌ئه. لوله‌ها لولوخورخوره ندارن؛ فساد دارن. فساد اقتصادی، اخلاقی، جنسی و… نمایش متفاوتی بود.

12. کار قطعا ارزش دیدن داره. «لوله» در انتقال حس موفق عمل کرده.

13. پول و زمان‌م حیف شد. از دیدن این اجرا شدیدا پشیمونم. همه‌چیز جز نمایشنامه و اجرا خوب بود.

14. از بازی بازیگران لذت بردم. یک ساعت میخکوب بازی‌ها بودم. محتوای اجرای «لوله» آدم رو به فکر فرو می‌بره. اجرایی سطح بالا که با چند بار دیدن‌ش زوایای جدیدی رو می‌تونی کشف کنی.