«اتوبوسی به نام هوس» فقط روایت سقوط یک زن نیست؛ شرح محاکمهای است که در آن همه قاضیاند و کمتر کسی شنونده.
بلانچ دبوآ با چمدانی از خاطرات، شکستها و زخمهای ناگفته وارد صحنه میشود؛ زنی که بیش از آنکه گناهکار باشد، قربانی قضاوتهایی است که از هر سو بر او فرود میآیند. در جهانی که مهربانی کمیاب شده، هوس دیگر معنای سطحی و غریزی خود را از دست میدهد و به تمنای عشق، امنیت و اندکی درک شدن بدل میشود.
این اجرا تماشاگر را نه به تماشای یک داستان، که به حضور در دادگاهی انسانی دعوت میکند؛ دادگاهی بیقضاوت، که رأی نهایی آن را وجدان هر مخاطب صادر خواهد کرد.
نمایشی که پس از پایانش، پرسشهایش همچنان در ذهن باقی میمانند:
ما چند بار در زندگی، بیآنکه حقیقت را بدانیم، دیگران را محکوم کردهایم؟