یک سگ ناز دُردونه
اومد توی آشپزخونه
آشپز اومد چمچه به مشت
زد سگ بیچاره رو کشت
اون وقت سگای مهربون
راه افتادن دوون دوون
یه قبری کندن از براش
تو قبر گذاشتنش یواش
رو سنگ قبرش با قلم
نوشته شد با درد و غم
کهههههه…
تو ابر ما بودی
ولی جای دیگری باریدی
ما شانس نداشتیم!
رسول یونان
من برای بار دوم اومدم و واقعا لذت بردم همه چی عالی بود
اجرای قوی و حرفه ای داشتند ..ریتم ، میزانسن ، بازی، بدن همه چی عالی بود واقعا لذت بردم....
اجرای خوبی بود و دوستش داشتم....بازی های خیلی روان و اندازه بود...این اجرا برداشتی از دایی وانیا بود و به خوبی اجرا شده بود...نکته ی منفی بنظرم وجود نداشت. بازی ها دکور ، صداها ، ریتم اون گیرایی رو داشت و حوصله ام سر نرفت و این بنظرم نکته ی مثبتی هست...خسته نباشید به عوامل مخصوصا کارگردان و بازیگر
«دندونگیر» برای من فقط یک نمایش نبود؛ تجربهای بود از خندیدن، فکر کردن، غصه خوردن و دوباره امیدوار شدن.از همان دقایق ابتدایی، نمایش موفق میشود مخاطب را با قصهای گیرا و پرکشش همراه کند؛ قصهای که با وجود داشتن رگههایی از فانتزی، آنقدر به واقعیت زندگی و شرایط جامعه نزدیک است که بارها خودت را میان شخصیتها و موقعیتهایش پیدا میکنی. این همان نقطه قوت بزرگ اثر است؛ اینکه فاصلهای میان صحنه و تماشاگر باقی نمیگذارد و حس همذاتپنداری را به شکلی طبیعی و عمیق ایجاد میکند.آنچه بیش از همه برایم جذاب بود، ترکیب هوشمندانه کمدی و درام بود. نمایش نه صرفاً برای خنداندن ساخته شده و نه فقط برای تلخ کردن کام مخاطب؛ بلکه شادی و اندوه را چنان حرفهای و خلاقانه در هم تنیده که هر لحظه مخاطب را غافلگیر میکند. گاهی میخندی و چند ثانیه بعد در فکر فرو میروی؛ و این دقیقاً همان جادوی تئاتر خوب است.
از منظر فنی نیز «دندونگیر» یک کلاس درس تمامعیار بود. میزانسنها، ریتم اجرا، طراحی و هدایت بازیگران همگی حسابشده و دقیق بودند و هیچ چیز اضافه یا بیهدف به نظر نمیرسید. همه اجزای نمایش در خدمت روایت قرار گرفته بودند و این هماهنگی مثالزدنی، کیفیت اثر را چندین برابر کرده بود.و اما بازیها؛ حقیقتاً باید ایستاد و برای هنرنمایی خانم عباسی و خانم حریرچی و آقای صباحی دست زد. هر سه با اجرایی کنترلشده، باورپذیر و پرجزئیات، شخصیتهای خود را زنده کرده بودند. بازیهایی که نه اغراق داشتند و نه تصنع؛ بلکه از دل نقش میآمدند و به دل مخاطب مینشستند. لحظاتی از بازی این هنرمندان تا مدتها در ذهنم خواهد ماند.«دندونگیر» از آن نمایشهایی است که بعد از پایانش فقط سالن را ترک نمیکنی؛ بخشی از آن را با خودت به خانه میبری. نمایشی که هم سرگرمت میکند، هم میخنداند، هم به فکر وادارت میکند و در نهایت یادآوری میکند که تئاتر هنوز میتواند آینهای صادق برای زندگی ما باشد.خسته نباشید به تمام گروه اجرایی. دیدن این نمایش برای من تجربهای لذتبخش و بهیادماندنی بود.
«اتوبوسی به نام هوس» فقط روایت سقوط یک زن نیست؛ شرح محاکمهای است که در آن همه قاضیاند و کمتر کسی شنونده.
بلانچ دبوآ با چمدانی از خاطرات، شکستها و زخمهای ناگفته وارد صحنه میشود؛ زنی که بیش از آنکه گناهکار باشد، قربانی قضاوتهایی است که از هر سو بر او فرود میآیند. در جهانی که مهربانی کمیاب شده، هوس دیگر معنای سطحی و غریزی خود را از دست میدهد و به تمنای عشق، امنیت و اندکی درک شدن بدل میشود.
این اجرا تماشاگر را نه به تماشای یک داستان، که به حضور در دادگاهی انسانی دعوت میکند؛ دادگاهی بیقضاوت، که رأی نهایی آن را وجدان هر مخاطب صادر خواهد کرد.
نمایشی که پس از پایانش، پرسشهایش همچنان در ذهن باقی میمانند:
ما چند بار در زندگی، بیآنکه حقیقت را بدانیم، دیگران را محکوم کردهایم؟
یک زنگ در میانهی یک جشن خانوادگی...
همهچیز در خانهی خانوادهی برلینگ بینقص به نظر میرسد؛ ثروت، قدرت، موفقیت و آیندهای روشن. اما ورود یک بازپرس مرموز، آرامش این شب را بر هم میزند.
عکسی از دختری جوان روی میز قرار میگیرد و پرسشی ساده آغاز میشود؛ پرسشی که لایهلایه پرده از حقیقت برمیدارد. حقیقتی که نشان میدهد گاهی یک تصمیم کوچک، یک بیتفاوتی ساده یا یک قضاوت عجولانه، میتواند سرنوشت انسانی را برای همیشه تغییر دهد.
«بازپرس وارد میشود» شاهکار ماندگار جی. بی. پریستلی، نمایشی پرتعلیق و نفسگیر است که مخاطب را تا آخرین لحظه درگیر رازها، وجدان و مسئولیت اجتماعی میکند.
اگر هرکدام از ما در زندگی دیگری سهمی داشته باشیم، تا کجا در برابر سرنوشت او مسئولیم؟
پاسخ این سؤال را در نمایشی ببینید که پس از دههها همچنان تکاندهنده، تازه و فراموشنشدنی است.
نمایش بسیار ضعیفی بود ....دیالوگ ها به سختی شنیده می شد با اینکه از hf استفاده شده بود.....ریتم نمایش بسیار کند بود....تپق زدن های متعدد در دیالوگ گفتن های آقای نوید محمد زاده و بی حس بودن کاراکتر خانم حسینی خیلی نمایش رو بی روح کرده بود....از نکات مثبت نمایش تنها نمایشنامه بود که در اوضاع فعلی به خوبی روایت شده بود ولی جا داشت بهتر بهش پرداخته شه شاید ترجمه کاملی ارائه نشده باشه.....دوست داشتم نمایش قوی تری رو شاهد باشم
نمایش بسیار تکنیکی و زیبایی بود، بازی های خوب صدای بی نظیر هنرپیشه های کاراکتر فروغ و بشیر، ترکیبی از موسیقی ناب و بازی خوب، به امید روزی که صدای زیبای بانوان ایران شنیده شود، تو این شرایط واقعا لذت بردم