با احترام و اندکی نگرانی برای آینده این هنر زیبا...
این روزها حتی بلیت تیاتر هم قسطی شده است؛
اتفاقی که شاید در نگاه اول راهی برای همراهی بیشتر مخاطب به نظر برسد، اما ناخودآگاه این سؤال را به ذهن میآورد که نکند خودِ تیاتر هم سالهاست قسطی شده باشد؟
نه فقط بهای تماشای آن، که هویت، اعتبار و جایگاهش نیز در سالهای گذشته، قسط به قسط واگذار
... دیدن ادامه ››
شده است.
روزگاری تیاتر آینه جامعه بود؛ اما امروز گاهی بیشتر به چکی میماند که مدام پاس داده میشود و هیچگاه نقد نمیشوند!
بعضی اجراها آنقدر درگیر ظاهر، تبلیغات و حاشیهاند که اگر محتوا را از میانشان برداری، حتی صندلیهای سالن هم متوجه غیبتش نمیشوند.
انگار قرار بود نمایش روی صحنه اجرا شود، اما حالا خودِ تیاتر به نمایش تبدیل شده است؛ نمایشی از ادعاها، ژستها و وعدههایی که هر کدام در قسطی جداگانه عرضه میشوند.
شاید مشکل از قسطی شدن بلیتها نباشد؛ مشکل آنجاست که سالهاست بخشی از اصالت، اندیشه و جسارت این هنر نیز قسطی پرداخت شده و هنوز بخش مهمی از آن به مخاطب بدهکار مانده است.
امیدوارم روزی دوباره اصلِ هنر را یکجا ببینیم؛ بینیاز از تبلیغات
اغراق آمیز، بینیاز از وعدههای تکراری و بدون سود و جریمه تأخیری که سالهاست از اعتبار این هنر کسر میکند.
تصدقتان همچنان که بودم.