نمایش «دیکتهطور» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا معروفی جز همان دسته نمایش هایی دسته بندی میشود که، هم مضمون داستانی را در شکل کلی و پوسته سطحی توانسته ارائه دهد. و هم در لایه های عمیق و البته فرم اجرایی بشدت موفق بوده است. نمایش در اپتدا از یک طراحی صحنه بشدت قوی و مهندسی شده بهرمند است. همین طراحی صحنه درست ، در نهایت میزانسن هایی خط کشی شده و دقیق را شکل میدهد. نمایش دیکته طور به شکل عجیبی شکل و شیوهی جدیدی از بازتولید قدرت خشن و سخت و کلاسیک پدر سالارانه را در شکل کلی خودش ارائه میدهد. رابطه ها انسانی حول محور رقابت و حذف دیگری برقرار میشود، محبت و فضای عمیق عاطفی مرسوم به کل از بین رفته و خشونت افراطی در بین ادم ها در جریان است. نکته مهم دیگر در این نمایش ارجاع درست اثر به داستان اساطیری هابیل و قابیل است. همین ارجاع درست اثر را از طبقه بندی در مجموعه درام معمولی اجتماعی به سطح دیگری از اسطوره شناسی و فلسفی تبدیل میکند.
در نمایش دیکته طور ویژگی مهمی که به چشم میخورد یک دستی و نظم دقیق در صحنه است. همه چیز در خدمت اثر قرار میگیرد. چیدمان صحنه ها ساده و بدور از شلوغی و هیاهو ذهن مخاطب را مشوش نمیکند. چنین انتخاب هوشمندانه ای در صحنه ، مسیر را برای دیده شدن بازیگران و تمرکز بر داستان فراهم میکند.
یکی از نخستین ویژگیهای برجستهی «دیکتهطور»، انضباط هوشمندانهی صحنه است. در این اجرا، همهچیز در اختیار کار قرار دارد و هیچ عنصر اضافهای بر صحنه دیده نمیشود. کارگردان به درستی تنش و اشوب در روابط بین ادم ها را در جریان نمایش به تصویر میکشد. همین خلل و تنش بین شخصیت های نمایش ، شکل دیالوگ گویی صرف برای بیان احساسات را کنار میگذارد و بازیگر ها با میزانسن های طراحی شده درست، طرز نگاهشان ، و جای گیری های خلاقانه در صحنه این تنش و روابط سرد مابین خودشان را به مخاطب منتقل میکنند. اگر زاویه فلسفی بخواهیم نمایش را بررسی کنیم در واقع جهانی که «دیکته طور» ترسیم میکند، بازنشر و تولید یک دیکتاتوری به صورت سنتی و از نسلی به نسل دیگر است. همه چیز در قالب یک سیستم و هرم مشخص پیش میرود . همه مهره ها از قبل چیدمان شده اند، نه براساس خواست
... دیدن ادامه ››
خود ،بلکه هدفمند و در مسیر خواسته های نوک هرم. عجیب نیست که این فرهنگ پدرسالارانه که سال های در عمق وجود این خانواده شکل گرفته است ، اکنون نیز از نسلی به نسل دیگر منتقل خواهد شد و همان مقررات سخت گیرانه و خشونت و حذف ادم ها به شکل سخت تری ادامه خواهد داشت. حتی با مردن پدر و نوک هرم هم چیزی تغییر نخواهد کرد.
دیکته طور بشدت بر بازیگر محور بودن بناشده است. نمایشی که نه طراحی صحنه عجیب و غریب و دکور دهن پر کنی ندارد تمام بار سنگین کار را ناخودآگاه به دوش بازیگر میاندازد . جایی که بازیگران این اثر با استفاده درست از بدن های اماده و بیان درست و شکل موفق و هماهنگ میزانسن ها در کنار هم بشدت در این حوزه موفق هم هستند . تمرین و ممارست زیاد در نهایت چنین قابلیتی را از بازیگران روی صحنه به وجود اورده است. به طور خاص از میان بازیگران حضور درست و تاثیر گذار «کیمیا خلج» با بازی استاندارد و دقیق و البته تکنیکی به شدت قابل تامل و احترام است. «مجید رحمتی»هم با تجربه طولانی بازیگری تئاتر ریتم کلی نمایش و نبض کار را در دست میگیرد و بشدت هم موفق است.
در نهایت انچه «دیکته طور » به ما منتقل میکند ، سنت پدر سالارانه اجدادی است که نسل به نسل در حال انتقال است و در نهایت هم هیچ وقت نابود نخواهد شد