در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | سجاد خلیل زاده درباره نمایش اتاق شیشه‌ای: اتاق شیشه‌ای؛ وقتی حافظه از خانه به زندان تبدیل می‌شود بعضی نمایش‌ه
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 00:50:15
اتاق شیشه‌ای؛ وقتی حافظه از خانه به زندان تبدیل می‌شود

بعضی نمایش‌ها درباره گذشته‌اند و بعضی نمایش‌ها خودِ گذشته را روی صحنه احضار می‌کنند. اتاق شیشه‌ای از دسته دوم است؛ نمایشی که نه روایت خاطره، بلکه زیستن درون خاطره را به نمایش می‌گذارد. در این جهان، گذشته رخدادی تمام‌شده نیست؛ موجودی زنده است که نفس می‌کشد، قضاوت می‌کند و گاه انسان را در خود زندانی می‌سازد.

ساختار نمایش بر سه روایت موازی استوار شده است: دو خواهری که در زخم‌های مشترک خانوادگی گرفتار مانده‌اند، عاشقی که سوگ را به شیوه‌ای بیمارگونه به زیستن بدل کرده و یاقوت میدان فردوسی که در کشمکشی وجودی با همزاد خویش سرگردان است. این سه خط داستانی در ظاهر از یکدیگر فاصله دارند، اما در عمق به یک پرسش مشترک می‌رسند: آیا انسان می‌تواند از حافظه رهایی یابد یا محکوم است تا ابد در اتاق شیشه‌ای ذهن خود زندگی کند؟

مهم‌ترین دستاورد متن، تلاش برای تبدیل فقدان به امر دراماتیک است. در این نمایش، مرگ تنها پایان حیات نیست؛ مرگ به شکلی پنهان در روابط خانوادگی، ... دیدن ادامه ›› در احساس گناه، در عشق و حتی در زبان شخصیت‌ها رسوب کرده است. جملاتی مانند پرونده قتل مامان همیشه و همه جا بازه یا اینجا دادگاهه؟ آره، منم قاضیشم نشان می‌دهد که شخصیت‌ها بیش از آن‌که در جهان بیرونی زندگی کنند، در دادگاهی درونی محاکمه می‌شوند؛ دادگاهی که قاضی، متهم و هیئت منصفه‌اش همگی در ذهن انسان حضور دارند.

با این حال، متن در برخی لحظات از خطر تکرار مصون نمی‌ماند. تکیه مداوم بر بازگویی رنج و تکرار عاطفی جملات، گاه به جای تعمیق درام، آن را به مرز بیان‌گری صرف نزدیک می‌کند. تراژدی زمانی قدرتمند می‌شود که بخشی از درد را پنهان کند؛ زیرا آنچه ناگفته می‌ماند، اغلب سهم بیشتری در تخیل تماشاگر دارد. متن در برخی صحنه‌ها بیش از آن‌که سکوت را به کار گیرد، رنج را توضیح می‌دهد.

اما آنچه اتاق شیشه‌ای را از سطح یک متن روان‌شناختی فراتر می‌برد، کارگردانی سعید دولتی است. کارگردانی در این اجرا به‌درستی فهمیده که نمایش درباره حافظه است و حافظه صرفاً با کلمه ساخته نمی‌شود؛ حافظه ریتم دارد، صدا دارد و بدن دارد. از همین رو، اجرا تنها به دیالوگ وابسته نمی‌ماند و از موسیقی زنده، حرکت و تصویر برای خلق جهان ذهنی شخصیت‌ها بهره می‌گیرد.

همسرایی بازیگران در کنار موسیقی زنده پیانو، یکی از هوشمندانه‌ترین انتخاب‌های اجرایی اثر است. موسیقی در این نمایش تزئین صحنه نیست؛ کارکردی آیینی دارد. گویی شخصیت‌ها نه گفت‌وگو، بلکه مرثیه‌ای جمعی برای گذشته خود می‌خوانند. این هم‌صدایی، اجرا را در لحظاتی به مرز تراژدی‌های کهن و آیین‌های سوگواری شرقی نزدیک می‌کند؛ جایی که فردیت در رنج جمعی حل می‌شود.

طراحی حرکت نیز از نقاط قوت اجراست. حرکات فیزیکال و سایه‌بازی پشت پرده سفید، صرفاً جلوه‌ای بصری نیستند؛ آن‌ها بازنمایی ناخودآگاه شخصیت‌ها هستند. سایه‌ها در این نمایش اهمیت ویژه‌ای دارند، زیرا گذشته نیز چیزی جز سایه‌ای از امر ازدست‌رفته نیست. بدن‌ها پیش از آن‌که سخن بگویند، حافظه را اجرا می‌کنند. اینجا بدن به آرشیو رنج بدل می‌شود.

هدایت بازیگران نیز با توجه به تجربه اجرایی آنان قابل توجه است. بازی‌ها در بسیاری از لحظات از اغراق احساسی فاصله می‌گیرند و در خدمت جهان کلی اثر قرار می‌گیرند. مهم‌تر آن‌که کارگردان موفق شده بازیگران را به سمت یک زبان اجرایی واحد هدایت کند؛ مسئله‌ای که برای گروه‌های جوان معمولاً دشوارترین بخش کار است. انسجام میزانسن‌ها و هماهنگی بدن‌ها نشان می‌دهد که اجرا بر تمرین و طراحی دقیق استوار بوده است.

از منظر زیبایی‌شناسی، اتاق شیشه‌ای بیش از آن‌که درباره رهایی باشد، درباره ناممکن بودن رهایی سخن می‌گوید. شخصیت‌ها می‌خواهند از گذشته عبور کنند، اما خودِ هویتشان از همان گذشته ساخته شده است. این همان پارادوکس دردناک نمایش است: اگر حافظه را حذف کنیم، آیا چیزی از انسان باقی می‌ماند؟

شاید مهم‌ترین ویژگی اتاق شیشه‌ای این باشد که تماشاگر را وادار می‌کند از خود بپرسد: ما در کدام اتاق شیشه‌ای زندگی می‌کنیم؟ کدام فقدان را سال‌هاست حمل می‌کنیم؟ و چه زمانی می‌فهمیم که زندان، نه دیوارهای بیرون، بلکه شفافیت فریبنده خاطرات ماست؟

اتاق شیشه‌ای اثری بی‌نقص نیست؛ گاه در دام تکرارهای عاطفی می‌افتد و برخی خطوط روایی می‌توانستند فشرده‌تر و دقیق‌تر پرداخت شوند. اما در ترکیب متن، موسیقی زنده، حرکت و تصویر، موفق می‌شود تجربه‌ای حسی و تأمل‌برانگیز خلق کند؛ تجربه‌ای که بیش از آن‌که دیده شود، در حافظه باقی می‌ماند.

به‌عنوان جمع‌بندی انتقادی، اگر بخواهم در یک جمله جایگاه اثر را مشخص کنم: اتاق شیشه‌ای بیش از آن‌که یک نمایش داستان‌گو باشد، تلاشی برای صحنه‌ای کردن سازوکار حافظه و سوگ است؛ و دقیقاً در همین نقطه، کارگردانی آن از متنش یک گام جلوتر می‌ایستد.
سپاس از نکته بینی و تحلیل زیباتون
۴ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید