نمایش با اتمامش، تازه در ذهن مخاطب شروع میشد. در واقع در زمان اجرا، ریتم مخاطب را درگیر میکرد و پس از پایانش، متن. چرخشی سورئال در پایان که ضربه آخر را، از شنیدن یک واقعه در گذشته، به نزدیکی دیوانه وارش به مخاطب القا میکرد. بازی ها روان و مناسب مونولوگ، که در عین روایت، در انتها هشداردهنده مینمودند. اجرایی تمیز و به دور از زرق و برق یا دکور چشمگیر انتظار مخاطبش را میکشید.
پیشنهادی قاطع برای بازگشت به حال و هوای تئاتر پساجنگ.