همیشه ترجیح دادهام بلیت تئاتر را خودم بخرم، نه اینکه مهمان باشم.
وقتی بهای بلیت را پرداخت میکنم، احساس میکنم حق دارم بدون رودربایستی، اگر از اجرا لذت بردم از آن تعریف کنم و اگر ارتباطی با آن برقرار نکردم، محترمانه نقدم را بنویسم. نمیخواهم نمکگیر کسی باشم.
چیزی که برایم سؤال است، این است که بسیاری از مهمانان اجرا را میبینند، اما کمتر میبینم بعد از آن در تیوال نظر یا نقدی بنویسند. انگار حضورشان فقط به همان شب اجرا محدود میشود.
از طرف دیگر، گاهی احساس میکنم فضای سالن، بیش از آنکه متعلق به تماشاگرانی باشد که بلیت خریدهاند، تحتتأثیر مهمانان، رفتوآمدها و عکسبرداری
... دیدن ادامه ››
از آنها قرار میگیرد. در چنین فضایی، تماشاگری که بلیت خریده، انگار آرام میآید، نمایش را میبیند و بیسروصدا میرود؛ در حالی که توجهها بیشتر معطوف به مهمانان است.
نمایشهایی را هم دیدهام که هیچ مهمانی نداشتند؛ سالنی که همه برای دیدن نمایش بلیت خریدهاند و محور توجه، خودِ اثر و مخاطبانش هستند. در چنین نمایشهایی، ما تماشا کردیم، بعد درباره اثر اندیشیدیم و احساسمان را نوشتیم؛ گروه اجرایی هم بازخوردها را خواند و نمایشی دیگر شکل گرفت. به نظرم، این چرخه سالمتر و پایدارتر است.
احساس شخصی من این است که گاهی اعتبار یک اجرا را با حضور چهرههای شناختهشده میسنجیم؛ در حالی که به باور من، اعتبار ماندگار هر نمایش را خود گروه نمایش میسازند و تماشاگران عادی آن، همان کسانی که با علاقه بلیت میخرند، وقت میگذارند، نمایش را میبینند و بعد، صادقانه درباره آن مینویسند و گفتوگو میکنند.
من این فرهنگ را بیشتر میپسندم.