خیلی حس و حالمو خوب کرد!
واقعا کمدی فاخر بود! و چقدر سخته که کمدی رو دلنشین و فاخر ساخت!
منو به یاد قلم مارتین مکدانا میانداخت.
همش فکر میکردم هنرپیشهها چطور قراره روی اون صندلیهای مهدکودکی بشینن ولی خب نشستند!
شلوار ریچارد اسکاتلندیان اصل، بهتر بود چهارخونهی قرمز باشه تا چهارخونهی زرد!
ابتدای نمایش که آرتور برای همه دست تکون میداد، خیلی دلنشین بود.
با اسم مایکل اسکات چقدر خندیدم!
تنها پیشنهادم اینه که یه سری دیالوگها با صدای آهسته بیان میشد که من توی ردیف سوم واقعا نمیشنیدم! بجز این همه چیز عالی بود.
در نهایت باید بگم دریغ و حیف که سی کیلو سیبزمینی ارزش لو دادنِ این سه دوستِ عزیزمون رو داره توی این گرونی!