6 تیر ماه اجرارو دیدم و هنوزم بهش فکر میکنم و گهگاهی در کنار دوستانی که باهاشون کارو دیدم یهو میگم منن عااااااااااشق فردی مرکوریم (وای از لحن مراد! وای)
واقعا ذهنم هنوز با دیووونه خونه زری بوره داره ادامه میده.
ریتم اجرا، لحن ها و بازی اقای ایمان فتاحی عالی بود و برای من درس بازیگری بود...
تکرار روتین ها، المان های تکرار شونده و وسواس گونه و موسیقی و طراحی صحنه و چیدمان برای من جا اندداخت که من واقعا وسط دیوونه خونه ام.
انقدر بازی ها باورپذیر بود که بعد اجرا داشتم خودمو قانع میکردم که بازیگر بودن و در طول روز به زندگی عادیشون می پردازن:)
ولی همچنان فکر میکنم شازده، مراد و پسر زری بوره اونجا هستنو می مونن و زندونی عادتن...