روایتی از بازیگر
هر شب پشت دوربین میایستم، اما بیشتر از آنکه تصویر بگیرم، در جستوجوی لحظهای هستم که ممکن است از چشم تماشاگر دور بماند.
وقتی قاب را عوض میکنم، انگار مسیر نگاه مخاطب را هم تغییر میدهم؛ نه برای اینکه چیزی را جایگزین صحنه کنم، بلکه برای اینکه او را به جزئیاتی نزدیکتر کنم که شاید در شلوغی اجرا خاموش بمانند.
برای من دوربین فقط یک ابزار نیست، بلکه راهی است برای شریک شدن در بازی نگاهها، جایی که هر انتخاب قاب، بخشی از روایت را میسازد و هر نزدیکی، پرسشی تازه از آنچه واقعا دیده میشود.
جعفری/ محمد