«یخبستگی» از آن نمایشهایی نیست که همه چیز را از ابتدا برای مخاطب توضیح بدهد. نقطه قوت اصلی اثر برای من روایت غیرخطی آن بود؛ روایتی که بهجای سردرگم کردن، به مخاطب فرصت میدهد خودش گذشته و حال شخصیتها را کنار هم بگذارد و هر صحنه معنای تازهای پیدا کند. این ساختار باعث شده تعلیق نمایش تا پایان حفظ شود و مخاطب صرفاً تماشاگر نباشد، بلکه در بازسازی روایت مشارکت کند.
در کنار این، فضای روانشناختی نمایش و طراحی مینیمال صحنه باعث شده تمرکز روی رابطه شخصیتها و بازی بازیگران باشد. نمایش بیش از آنکه دنبال اتفاقات بیرونی باشد، به لایههای پنهان عشق، جدایی، خاطره و زخمهای عاطفی میپردازد. به نظرم اگر کسی انتظار یک قصه خطی و پاسخهای روشن داشته باشد، شاید ارتباط گرفتن با اثر برایش سخت باشد؛ اما اگر از نمایشهایی با روایت چندلایه و ساختارشکن لذت میبرد، «یخبستگی» تجربه قابل تأملی است.