در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | محمد شایسته کیا: نمایشگاه آثار افشین پیرهاشمی در گالری بوم، که به مناسبت نخستین سالگرد
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 14:55:08
نمایشگاه آثار افشین پیرهاشمی در گالری بوم، که به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت او برگزار شد، واجد اهمیتی فراتر از یک رویداد یادبود بود و می‌شد آن را به‌مثابه یک مطالعه‌ی آکادمیک در باب نسبت هنر، زمان‌مندی و تاریخ‌مندی هنرمند خوانش کرد. گالری بوم با نمایش مجموعه‌ی «مطلق» ــ مجموعه‌ای که به‌طور کامل در مالکیت خود گالری بود و نه حاصل یک گردآوری موقت ــ امکان مواجهه‌ای منسجم با بخشی تعیین‌کننده از سیر فکری و بصری افشین پیرهاشمی را فراهم آورده بود. تمرکز بر آثاری که در سال‌های ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸ خلق شده بودند، این نمایشگاه را به نوعی آرشیو زنده بدل کرده بود؛ آرشیوی که در آن، اثر هنری همچون سندی تاریخی و زمان‌مند عمل می‌کرد.
در این مجموعه، هیستوری‌سیتیِ هنرمند ــ به‌معنای قرارگرفتن سوژه در بستر نیروهای تاریخی، اجتماعی و گفتمانی زمانه‌ی خویش ــ به‌روشنی قابل ردیابی بود. زبان بصری افشین، چه در انتخاب سوژه و چه در مواجهه‌ی فرمال با بوم، متأثر از زیست‌جهانی بود که در آن شکل گرفته بود. نقاشی‌خط‌هایی که حامل آیات قرآن بودند، سویه‌ای تئولوژیک و تأمل‌برانگیز از کار او را برجسته می‌کردند؛ نه در مقام تزئین یا بازتولید امر قدسی، بلکه به‌مثابه تلاشی برای اندیشیدن به امر قدسی در دل امر معاصر و تاریخی. این آثار، شکافی مفهومی میان ایمان، تصویر و زمان ایجاد کرده بودند و از همین رو، واجد ظرفیت خوانش‌های فلسفی بودند.
در کنار پرتره‌های شناخته‌شده‌ای چون مهناز افشار و مهتاب کرامتی که در حافظه‌ی بصری مخاطب تثبیت شده بودند، آثاری دیده می‌شدند که از منطق بازار فاصله گرفته بودند و بیش از هر چیز بر کنش نقاشانه و بیان شخصی تأکید داشتند. در این آثار، شور و شیدایی درونی، فوران احساس و تعهد عاطفی هنرمند به عمل نقاشی، در حرکت قلم‌مو، شدت ژست‌ها و شیوه‌ی لایه‌گذاری رنگ به‌وضوح قابل مشاهده بود؛ گویی نقاشی در اینجا نه محصول سفارش یا محاسبه، بلکه ضرورتی وجودی و پاسخی صادقانه به تجربه‌ی زیسته‌ی هنرمند بود.
بخش مهمی از آثار این دوره به وقایع سال ۱۳۸۸ و اعتراضات جنبش سبز ارجاع داشتند؛ آثاری که به‌دلیل سانسور، امکان ... دیدن ادامه ›› حضور در نمایشگاه را نیافته بودند. با این‌حال، همین غیبت، خود به شکلی پارادوکسیکال بر حضور تاریخ در این مجموعه تأکید می‌گذاشت و نشان می‌داد که هنر چگونه می‌تواند به حافظه‌ای حذف‌شده و سرکوب‌شده بدل شود. این آثار، چه در حضور و چه در غیاب، بر این نکته صحه می‌گذاشتند که هنرمند موجودی ذاتاً زمان‌مند است و زمان، مکان و وضعیت تاریخی، آگاهانه یا ناخودآگاه، در ساختار اثر هنری رسوب می‌کند.
در عین حال، فضای نمایشگاه آکنده از غم و اندوه فقدان افشین پیرهاشمی بود؛ حسی از جای خالی هنرمندی که دیگر در میان ما نبود، اما نگاه و جهان‌بینی‌اش همچنان از خلال آثارش با مخاطب سخن می‌گفت. این فقدان، مواجهه با آثار را به تجربه‌ای دوگانه بدل کرده بود: از یک‌سو خوانشی تحلیلی و پژوهشی، و از سوی دیگر، سوگواری خاموش برای هنرمندی که نبودنش به‌اندازه‌ی حضورش معنادار شده بود.
از این منظر، اقدام گالری بوم حرکتی آگاهانه در جهت تولید دانش و حافظه‌ی هنری به‌شمار می‌آمد، نه صرفاً نمایش اثر. این رویکرد نشان داده بود که چنین نمایشگاه‌هایی می‌توانند به بستری مهم برای تحقیق و پژوهش هنرمندان و هنرپژوهان جوان بدل شوند؛ بستری که در آن، اثر هنری نه به‌عنوان شیئی منفصل، بلکه به‌مثابه گره‌گاهی میان تاریخ، فلسفه، زیست‌جهان و فقدان هنرمند مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

افشین جان، نبودنت هنوز درد می‌کند و حضورت در آثارت نفس می‌کشد.
یادت گرامی🖤