اسرار ازل را نه تو دانی ونه من
وین شعر و معما نه تو خوانی و نه من
هست درپس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من
من با دیدن این اجرا به یاد این رباعی از خیام افتادم و بنابراین اگر بخواهم رباعی خیام را به نمایش وصل کنم، شاید بتوان گفت «کروبیان» در نهایت نمایشِ آدمهایی است که پشت پرده برایشان جهانی از حقیقت ساخته شده، اما مسئلهی اصلی زمانی آغاز میشود که کسی جرئت میکند بپرسد پشت این پرده واقعاً چه خبر است. و این همان جایی است که خیام و «کروبیان» به هم نزدیک میشوند: شکستن پرده فقط کشف حقیقت نیست؛ ممکن است با کنار رفتن آن، «تو» و «من» و تمام هویتها و باورهایی که ساخته ایم نیز دگرگون شوند .