۱۱ شهریور ساعت ۱۵:۲۶
«ناریا را که دیدم، انگار ایران را از آینهای دیگر تماشا کردم؛ از زاویهای که پیش از این کمتر دیده بودمش. نمایشی که فقط بر صحنه اتفاق نمیافتد، بلکه آرامآرام راهش را به دل و ذهن تماشاگر باز میکند و چیزی از خودش را آنجا به جا میگذارد.
ناریا برای من قصهی یک سرزمین بود؛ قصهی آدمهایی که میان زخمها، خاطرهها، امیدها و رؤیاهایشان هنوز ایستادهاند. قصهای که گاهی به جای فریاد، با سکوت حرف میزند و گاهی آنقدر صادقانه به حقیقت نزدیک میشود که نمیتوانی فقط تماشاگر بمانی.
تماشای این اثر برای من بیش از دیدن یک تئاتر بود؛ مواجههای بود با بخشی از «ایران» که شاید سالهاست درون خودمان حملش میکنیم و کمتر جرئت کردهایم به آن نگاه کنیم.
و چه زیباست وقتی یک اثر هنری، بعد از تمام شدن اجرا تمام نشود؛ وقتی چراغهای صحنه خاموش شوند، اما چراغی در ذهن و دل تماشاگر روشن بماند. «ناریا» برای من از همان جنس بود؛ نمایشی که پردهاش پایین آمد، اما حرفش هنوز ادامه دارد.»
ممنونم از آقای فردوسی بابت این اثر هنری 💚🤍❤️