(( نظر هنرمندان نمایش ایرانی درباره نمایش "سبیلالسلطنه" ))
/ رضا فیاضی / رضا آشفته / میثم یوسفی / شاهد پیوند // پارت دوم //
--------------------------------
- رضا فیاضی :
«سبیلالسلطنه» برای من یک نمایش شاد، پرانرژی و واقعاً خندهدار بود؛ اجرایی که در کنار کمدی، حالوهوای اصیل نمایش ایرانی
... دیدن ادامه ››
را هم بهخوبی زنده میکند.
ناصرالدینشاه با آن نمک و رفتارهای خاص خودش، «ببریخان» با حضور متفاوت و بامزهاش، و «نظمالدوله» با جدیت و تیپسازی شیرینش، هرکدام رنگی به فضای نمایش دادهاند. در این میان، «مبارک» با شیطنت، بازیگوشی و ارتباط مستقیم با تماشاگر، همان روح زنده و دوستداشتنی نمایش ایرانی را به صحنه آورده است.
ترکیب موسیقی، بازیهای پرانرژی، موقعیتهای کمدی و این شخصیتهای رنگارنگ، فضایی ساخته که هم خنده دارد و هم حالوهوای نمایش ایرانی را به مخاطب منتقل میکند.
به نظرم اگر دنبال یک کمدی مفرح و ایرانی هستید که هم بخنداند و هم حالتان را خوب کند، «سبیلالسلطنه» را حتماً ببینید.
------------------------------
- رضا آشفته:
«سبیلالسلطنه» نمایشیست سرشار از شور و حال؛ فضایی شاد و پرجنبوجوش که از همان ابتدا تماشاگر را به جهان خود دعوت میکند. استفاده از رنگ، حرکت و موقعیتهای کمیک، حالوهوایی مفرح ساخته که با جنس نمایش ایرانی همخوانی دارد.
ساختار کلی اثر، با تکیه بر شخصیتها و موقعیتهای متنوع، ظرفیت خوبی برای شکلگیری یک کمدی پرتماشاگر دارد. در عین حال، به نظر میرسد این اجرا هنوز میتواند با پرداخت بیشتر در ریتم، پیوند صحنهها و انسجام ساختاری، به پختگی بیشتری برسد.
آنچه امیدوارکننده است، همین انرژی و فضای زندهایست که در اجرا جریان دارد؛ «سبیلالسلطنه» از آن دست آثاریست که رگههای یک کمدی ایرانیِ شیرین را در خود دارد و با اندکی پرداخت بیشتر، میتواند به اثری منسجمتر و ماندگارتر تبدیل شود.
-----------------------------
- میثم یوسفی :
«سبیلالسلطنه» برای من از اون نمایشهایی بود که از همون اول تکلیفش با خودش و مخاطبش روشنه؛ اومده که قصه بگه، شوخی کنه، فضای خودش رو بسازه و در عین حال از دل همین فضای طنز، حرفهایی رو بندازه وسط که فقط برای خندیدن نیست.
چیزی که برام جذاب بود، حالوهوای نمایش و استفادهای بود که از فضای تاریخی و شخصیتها میکنه. نمایش سعی نمیکنه تاریخ رو جدی و خشک تعریف کنه؛ برعکس، با زبان طنز و موقعیتهای کمیک، آدمها و مناسبات اون دوره رو دست میاندازه و همین باعث میشه بعضی کنایهها بیشتر به چشم بیان.
از طرفی، نمایش ریتم خودش رو داره و هرجا که قصه و بازیها درست با هم همراه میشن، مخاطب رو خوب با خودش میبره. طبیعتاً جاهایی هم هست که میشه از نظر ریتم یا بعضی شوخیها جمعوجورتر و دقیقتر بود، اما در مجموع انرژی اجرا و فضای کمدی اثر رو میشه از نقاط قوتش دونست.
برای من «سبیلالسلطنه» بیشتر از اینکه بخواد یک کمدی صرف باشه، تلاشیه برای اینکه با زبان خنده، یکسری رفتارها و مناسبات آشنا رو دوباره جلوی چشم مخاطب بذاره.
نمایشی که شاید وسطش زیاد بخندی، ولی بعضی جاها بعد از خنده، تازه میفهمی به چی خندیدی.
--------------------------------------
- شاهد پیوند:
«سبیلالسلطنه» برای من پیش از هر چیز یک تجربهی شاد و زنده بود؛ نمایشی که تماشاگر را فقط در جایگاه تماشای یک قصه نمینشاند، بلکه او را وارد فضای اجرا میکند.
چیزی که بیش از همه توجهم را جلب کرد، حضور «مبارک» و رابطهای بود که با تماشاگر شکل میگرفت. مبارک در این اجرا صرفاً یک شخصیت روی صحنه نیست؛ مدام مرز بین صحنه و سالن را جابهجا میکند و با مخاطب حرف میزند، واکنش میگیرد و حتی از انرژی تماشاگر برای ادامهی اجرا استفاده میکند. همین ارتباط مستقیم باعث میشود هر اجرا حالوهوای خودش را پیدا کند و تماشاگر احساس کند بخشی از اتفاقی است که همان لحظه در حال شکل گرفتن است.
فضای شاد و پرانرژی نمایش هم کمک کرده این ارتباط خشک و از پیش تعیینشده نباشد. خنده، شوخی، بازی با موقعیت و واکنشهای تماشاگر، همه در کنار هم یک فضای صمیمی ساختهاند؛ فضایی که مخاطب را از فاصلهی معمول تئاتر بیرون میآورد و به دل نمایش میکشاند.
به نظرم یکی از ارزشهای «سبیلالسلطنه» همین است که شادی را فقط به عنوان خنداندن مخاطب نمیبیند؛ شادی در اینجا تبدیل به ابزاری برای نزدیک شدن به تماشاگر شده است. «مبارک» این نزدیکی را کامل میکند و نشان میدهد هنوز میشود با زبان نمایش سنتی، با مخاطب امروز ارتباطی زنده و بیواسطه برقرار کرد.