در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | گروه نمایشی آرایه درباره نمایش سبیل‌السلطنه: (( نظر هنرمندان نمایش ایرانی درباره نمایش "سبیل‌السلطنه" ))
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 09:52:51
۱۵ شهریور ساعت ۱۵:۳۰
(( نظر هنرمندان نمایش ایرانی درباره نمایش "سبیل‌السلطنه" ))

/ داوود فتحعلی‌بیگی / جواد انصافی / رحمت امینی / اسماعیل خلج // پارت اول//


--------------------
- استاد داوود فتحعلی‌بیگی ( آقای نمایش ایرانی ) :

نمایش «سبیل‌السلطنه» اثری شاد، کمدی و مفرح که با تکیه بر خلاقیت نویسنده و کارگردان، مهدی ملکی، توانسته فضای پرنشاطی را برای تماشاگر ... دیدن ادامه ›› ایجاد کند.
آنچه در این اجرا بیش از هر چیز به چشم می‌آید، انرژی و هماهنگی گروه بازیگران است. همه بازیگران با انرژی قابل توجهی روی صحنه حضور دارند و هر کدام در شکل‌گیری ریتم و فضای شاد نمایش سهم خود را به‌خوبی ایفا می‌کنند.
در میان شخصیت‌ها، تقابل «مبارک» و «نظم‌الدوله» برای من جذاب بود؛ دو کاراکتر با دو جنس کاملاً متفاوت. مبارک با ویژگی‌های کمیک، بازیگوشی و ارتباط زنده‌اش با فضای نمایش، در برابر نظم‌الدوله که وجهی جدی‌تر دارد قرار می‌گیرد و همین تفاوت، موقعیت‌های طنز جالبی را به وجود می‌آورد. این دو شخصیت در کنار یکدیگر توانسته‌اند یکی از جذابیت‌های اصلی نمایش را شکل دهند.

نکته مهم دیگر، حفظ فضای مفرح اثر است؛ نمایشی که قصد دارد مخاطب را بخنداند و برای ساعتی از دغدغه‌های روزمره دور کند و در این مسیر، از ظرفیت‌های نمایش ایرانی و شخصیت‌های آشنای آن نیز بهره می‌گیرد.

به نظرم «سبیل‌السلطنه» نمونه‌ای از این است که چگونه می‌توان با خلاقیت در نویسندگی و کارگردانی و با تکیه بر یک گروه پرانرژی، نمایشی شاد و تماشایی خلق کرد؛ اجرایی که مخاطب را با خود همراه می‌کند و از حضور در سالن لذت می‌برد.


--------------------------
- استاد جواد انصافی ( دارای مدرک درجه یک هنری در رشته سیاهبازی):

«سبیل‌السلطنه» برای من یادآور یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های نمایش ایرانی است؛ همان جایی که قصه، تیپ‌سازی، شوخی و ارتباط بی‌واسطه با تماشاگر در هم می‌آمیزند و حاصلش نمایشی می‌شود که بیش از آن‌که بخواهد فقط روایت کند، می‌خواهد با تماشاگر زندگی کند.

در این میان، «مبارک» جایگاه ویژه‌ای دارد. او همان روح بازیگوش و رند نمایش ایرانی است؛ شخصیتی که دیوار میان صحنه و سالن را کنار می‌زند، با تماشاگر وارد گفت‌وگو می‌شود و انرژی اجرا را بالا نگه می‌دارد. حضور مبارک باعث شده کمدی نمایش شکل زنده‌تری پیدا کند و تماشاگر خودش را بخشی از بازی احساس کند.

در کنار مبارک، «ناصرالدین‌شاه» نیز یکی از شخصیت‌های شیرین و دیدنی اجراست. شخصیت‌پردازی او به‌گونه‌ای است که هم وجه تاریخی کاراکتر را حفظ می‌کند و هم امکان فراوانی برای خلق موقعیت‌های کمدی به وجود می‌آورد. همین تلفیقِ شکوه شاهانه با موقعیت‌های طنز، از نقاط جذاب نمایش است.

«نظم‌الدوله» هم با تیپ‌سازی دقیق و جدیت خاص خودش، مکمل بسیار خوبی برای این فضای کمدی است. او هرچه رسمی‌تر و جدی‌تر می‌ایستد، زمینه برای بازی و شیطنت مبارک بیشتر فراهم می‌شود. این تضاد میان نظم‌الدوله و مبارک، از همان تضادهای ریشه‌دار در کمدی ایرانی است که بدون نیاز به اغراق‌های اضافی، موقعیت خنده‌دار خلق می‌کند.

در مجموع، «سبیل‌السلطنه» برای من اجرایی است که توانسته از امکانات نمایش ایرانی استفاده کند و آنها را در قالب یک کمدی شاد و امروزی پیش روی مخاطب بگذارد؛ اجرایی که هم به سنت مبارک وفادار می‌ماند و هم با شخصیت‌هایی چون ناصرالدین‌شاه و نظم‌الدوله، جهانی پرتحرک و سرگرم‌کننده می‌سازد.


-------------------------------
- دکتر رحمت امینی :

«سبیل‌السلطنه» را که دیدم، چیزی که برایم جالب بود این بود که نمایش خودش را درگیر سنگینی تاریخ نکرده؛ تاریخ را گرفته، بهانه کرده و از دل آن یک بازی نمایشی پرنشاط ساخته است.

مهدی ملکی در مقام نویسنده و کارگردان، سراغ آدم‌هایی رفته که هرکدام به‌تنهایی ظرفیت تبدیل شدن به یک شخصیت نمایشی را دارند و بعد، آنها را در موقعیت‌هایی قرار داده که تضادشان خودش مولد کمدی می‌شود. این نکته در اجرا مهم است؛ چون کمدی موفق همیشه حاصل شوخیِ مستقیم نیست، گاهی کافی است شخصیت‌ها را درست کنار هم قرار بدهیم.

«نظم‌الدوله» از همین جنس است. شخصیتی با جدیت، تشخص و نوعی پایبندی وسواس‌گونه به جایگاه و رفتار رسمی. تیپ‌سازی او در اجرا به‌گونه‌ای است که حتی سکوت‌ها و واکنش‌هایش می‌تواند کارکرد کمدی پیدا کند. وقتی چنین شخصیتی در برابر «مبارک» قرار می‌گیرد، دو منطق کاملاً متفاوت با هم برخورد می‌کنند: یکی می‌خواهد همه چیز را در چارچوب نگه دارد و دیگری اساساً آمده است که چارچوب‌ها را به بازی بگیرد.

مبارک در این میان فقط یک شخصیت خنده‌آور نیست؛ او نیروی رهاشده‌ی نمایش است. با تماشاگر ارتباط برقرار می‌کند، قواعد صحنه را گاهی کنار می‌زند و اجازه می‌دهد فضای اجرا نفس بکشد. این حضور، به نمایش حالتی زنده می‌دهد و مخاطب را از یک تماشاگر منفعل به همراه اتفاق تبدیل می‌کند.

در کنار این دو، ناصرالدین‌شاه، امیرکبیر، ملیجک و حتی ببری‌خان، گربه‌ی مشهور شاه، هر کدام بخشی از این جهان نمایشی را کامل می‌کنند. به‌خصوص ببری‌خان که حضورش یادآور همان جزئیات عجیب و جذابی است که گاهی از دل تاریخ بیرون می‌آیند و خودشان از هر داستان ساختگی، نمایشی‌ترند.

من «سبیل‌السلطنه» را بیشتر از آنکه بازگویی تاریخ بدانم، بازیِ خلاقانه با تاریخ می‌بینم؛ بازی‌ای که قرار نیست کلاس درس باشد. قرار است تماشاگر را سرگرم کند، بخنداند و در عین حال، آدم‌هایی را که نامشان را از کتاب‌ها می‌شناسیم، در موقعیت‌هایی تازه قرار دهد.

این ویژگی برای یک نمایش کمدی امتیاز بزرگی است: اینکه به جای توضیح دادن، موقعیت بسازد؛ به جای شعار دادن، بازی کند؛ و اجازه بدهد تماشاگر خودش از دل این بازی، خنده و معنا را پیدا کند.

-------------------------------
- اسماعیل خلج :

«سبیل‌السلطنه» برای من تماشای جهانی بود که تاریخ را از پشت ویترین رسمی و جدی‌اش بیرون می‌کشد و با زبان طنز، دوباره پیش چشم تماشاگر زنده می‌کند. نمایشی شاد، پرتحرک و سرشار از موقعیت‌هایی که از دل شخصیت‌ها شکل می‌گیرند.

در میان این شخصیت‌ها، «نظم‌الدوله» برایم جایگاه ویژه‌ای داشت. بازی و تیپ‌سازی این شخصیت، به‌خصوص در حفظ آن جدیت و وقار اغراق‌شده، یکی از پایه‌های مهم کمدی نمایش است. نظم‌الدوله هرچه جدی‌تر رفتار می‌کند، موقعیت برای خندیدن بیشتر فراهم می‌شود. او گویی با تمام وجود می‌خواهد نظم، هیبت و اقتدار خودش را حفظ کند، اما حضور شخصیت‌های اطرافش، به‌ویژه مبارک، مدام این جدیت را در معرض موقعیت‌های طنز قرار می‌دهد.

در مقابل او، «مبارک» قرار دارد؛ شخصیتی بازیگوش، بی‌پرده و رها که چندان به قواعد رسمی تن نمی‌دهد. همین برخورد دو جهان متفاوت است که یکی از شیرین‌ترین وجوه نمایش را می‌سازد. مبارک با زبان و رفتار خودش وارد فضای جدی نظم‌الدوله می‌شود و آن صلابت ظاهری را به چالش می‌کشد. این تقابل، بدون آن‌که نیاز به شوخی‌های اضافی داشته باشد، خودبه‌خود موقعیت کمدی می‌سازد.

از سوی دیگر، حضور ناصرالدین‌شاه، امیرکبیر و ملیجک، هر کدام با ویژگی‌های خاص خود، به این جهان رنگ دیگری داده‌اند. «ببری‌خان»، گربه‌ی معروف شاه، نیز یکی از جزئیات شیرین و متفاوت نمایش است؛ جزئیاتی که به فضای دربار و مناسبات عجیب آن، رنگی کمیک می‌دهد.

اما آنچه در مجموع برای من اهمیت داشت، این بود که «سبیل‌السلطنه» توانسته از کنار هم قرار دادن شخصیت‌هایی با جنس‌های متفاوت، یک فضای زنده و مفرح بسازد. در این میان، نظم‌الدوله با آن جدیت، تیپ مشخص و حضور محکم، و مبارک با آن روحیه‌ی بازیگوش و بی‌قید، دو قطب جذابی هستند که در برخورد با یکدیگر، بخش مهمی از طنز نمایش را شکل می‌دهند.

این نمایش بیش از هر چیز، دعوتی است به خندیدن؛ خندیدنی که از شناخت شخصیت‌ها و بازی با تضادهایشان می‌آید و در نهایت، تاریخ را برای تماشاگر امروز شیرین‌تر و تماشایی‌تر می‌کند.