در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | داریوش آریا: فیلم حاجی واشینگتن صد و چهل سال قبل در ولایت فرنگ حتی یک سکه هم کف
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:46:31
۶ روز پیش، جمعه ساعت ۲۱:۳۴
فیلم حاجی واشینگتن
صد و چهل سال قبل

در ولایت فرنگ حتی یک سکه هم کف دستت به رایگان نمی گذارند.

گویی تاسیس سفارتخانه ایران در واشنگتن حکم عروسی مجدد داشت برای مستر پرزیدنت

آمریکایی ها که قصد سفر به ایران ندارند تا برایشان ویزا صادر کنیم.

تو اگر پخی بودی نمی بستنت بیخ ریش حاجی

ما فقرا پیش مسیح هم برویم ... دیدن ادامه ›› میگوید من مسیح نیستم.
چوب دار و منبر را از یک درخت می‌سازند.
نداشتن روابط با آمریکا یعنی کمتر خیانت کردن همچون شمشیر اخته در غلاف

در سال ۱۳۰۵ هجری قمری (۱۲۶۷ ه‍.خ برابر ۱۸۸۸ م) حاج حسینقلی خان نوری صدرالسلطنه، از سوی ناصرالدین شاه با سمت نخستین ایلچی (سفیر) ایران در ایالات متحده آمریکا به همراه مترجمش میرزامحمود راهی آن دیار می‌شود
به دستور حسینقلی خان که از ملاقات با وزیر خارجه و رئیس‌جمهور وقت آمریکا ذوق زده شده، ساختمان بزرگی به عنوان سفارتخانه اجاره می‌شود و چند خدمتگزار نیز استخدام می‌شوند. حسینقلی خان و مترجمش از هتل پارادایز به آنجا نقل مکان می‌کنند. میرزامحمود که در واقع به منظور تحصیل طب با ایلچی همراه شده، حاج حسینقلی خان را که در سفارت هیچ مراجعه کننده‌ای ندارد ترک می‌کند و به دانشگاه می‌رود. به تدریج بودجه سفارتخانه قطع می‌شود و حاجی به ناچار خدمتگزاران را اخراج می‌کند. حاجی که از دوری دخترش سخت بی‌تاب است و احساس تنهایی می‌کند، رئیس‌جمهور را در لباس ساده یک کابوی در سفارتخانه می‌بیند و پذیرایی کاملی از او می‌کند و گزارش این دیدار را با جزئیات ثبت می‌کند، اما در پایان درمی‌یابد که رئیس‌جمهور پس از پایان دوره ریاست جمهوری‌اش انتخابات را به رقیب واگذار کرده و حالا کشاورزی است که به دلیل علاقه به پسته ایرانی، آمده تا روش کاشت و برداشت آن را از حاجی بپرسد. مراجعه‌کننده بعدی سفارتخانه یک سرخ‌پوست فراری است که برای پناهنده شدن به حاجی روی آورده است. حاجی زیر فشار دولت آمریکا و نیز میرزامحمود که ادامه تحصیلش را به دلیل رفتار حاجی در خطر دیده، قرار می‌گیرد؛ اما تسلیم نمی‌شود. سرانجام با فراخوانده شدن حاجی به وطن، مأموریت اولین سفیر تحقیرشده ای که خود را یک تبعیدی به مکانی دور از کشور می‌پندارد، به پایان می‌رسد. در تهران مقامی تازه برای حاجی در نظر گرفته شده است.

آهنگ،خواننده و فیلمبرداری خوب بود.فیلم خوبی بود.

یک خری داشتم خاکستری بود،کل حسن طرار به من فروخته بود.

حاجی یک تکون،حاجی دو تکون
حاجی زردالوها را بتکون
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید