کد خبر : 245089
تاریخ : 1404/11/30
که نفرین بر این تخت و این تاج باد۱
جواد طوسی
(روزنامه اعتماد)
در نمایی عمومی از وضعیت تئاتر در سالیان اخیر و مقایسه آن با سینما و مخاطبینش، اینگونه به نظر میرسد که تئاتر از وضعیت بهتری به لحاظ تنوع مضمونی و ساختاری و نوآوری در فرم و بیان اجرایی برخوردار است.اما شخصا معتقدم که در دل این نگاه متنوع و متکثر، نوعی شلختگی و اغتشاش ژورنالیستی موج میزند. بر اساس تجربیات تاریخی و مبتنی بر نگاهی واقعبینانه، اگر بخواهیم شرایط کنونی حاکم بر عرصه تئاتر و نوآوریهای پیشنهاد شده از سوی نسلهای جوان را با
... دیدن ادامه ››
دوران قبل از انقلاب و تجربههای متفاوتی که فرضا در کارگاه نمایش و تئاتر سنگلج (۲۵ شهریور) و تئاتر شهر و تالار مولوی یا «جشن هنر» شیراز صورت میگرفت مقایسه کنیم، میبینیم که اغلب گرایشهای فرمالیستی این دوران فاقد عمق است و افراطگرایی جای تعادل و توازن در فرم و محتوا را گرفته است.به ویژه این نقطه آسیبپذیر زمانی خودش را بیشتر نشان میدهد که شمار قابل توجهی از کارگردانهای جوان به جای تلاش در نگارش متون نمایشی بومی که نسبتی با جامعه ملتهب ما و رخدادهای اجتماعی تاریخی معاصرش داشته باشند یا وام گرفتن از متون ادبی و نمایشی با خوانشی نوین و امروزی، بیشتر در قالبی کلیشهای به اقتباس وفادارانه یا آزاد از متنهای خارجی میپردازند یا اگر بخواهند در جامعه پارادوکسیکال این دوران و طبقهبندی اجتماعی ناهمگونش پرسه بزنند، تعریف غلط و خامدستانه و بیش از حد انتزاعی از مفاهیمی چون «ابسورد»، «گروتسک»، «نیهیلیسم» و پستمدرن ارایه میدهند. قاعدتا تداوم چنین نگاه افراطی و تجویز آن به نسلهای خلع سلاح شده و بیپشتوانهای که زمینه مطالعاتی غنی و گسترده و قدرت انتخاب درست ندارند، میتواند تاثیر مخرب در درازمدت داشته باشد و زمینهساز تشدید هرچه بیشتر جامعهای سترون و بدون آرمان شود.
در چنین فضای آشفته و مغشوشی، گرایش افراد دغدغهمندی چون داریوش نصیری و سعید قاسمی و رضا حسنخانی به عنوان نویسنده و طراح و کارگردان نمایشنامه «رستم و اسفندیار» به کار گروهی و اتفاق نظر و اعتقاد راسخشان به استفاده از متون کهن پارسی و تلفیق آن با نگاهی امروزی و چند وجهی میتواند ارزشمند باشد.
در نمایش «رستم و اسفندیار» که روزهای آخر اجرای خود را در «کارگاه نمایش» تئاتر شهر پشت سر میگذارد، با یک استثنای درخور اعتنا و ستودنی در برابر قاعدهای کلیشهای و دافعهآمیز روبرو هستیم. در اینجا در عین اتکا به ریشهها و متنی کهن و کلاسیک، تکثرگرایی به درستی فهم و معنا شده و به فرمی مناسب در کلیت اثر و بافت اجرایی آن تبدیل شده است. سرپا نگه داشتن یک اجرای نمایشی ۸۰ دقیقهای، با تکگویی قاعدهمند یک بازیگر زن (نگین زینیوند) کاری دشوار به نظر میآید. اما نویسندگان و کارگردانهای خلاق این کار موفق شدهاند با تمهیدات کلامی و نمایشی فکر شده در فردیت تنها بازیگر اجرا و طراحی ساده و مینیمال، موقعیتهای متفاوت و متکثر شخصیتی ایجاد کنند. در این تمهید هوشمندانه، میبینیم که شخصیت اصلی یعنی کتایون (مادر اسفندیار) در قسمتهای مختلف اجرا در قالب شخصیتهای دیگر مرتبط با این داستان منظوم شاهنامه، همچون گشتاسب و اسفندیار، فرو میرود و ادبیات آنها را بر زبان میآورد و حتی در نقطه متقدّم و متاخر اجرا به نمایشنامه «مکبث» ویلیام شکسپیر و شخصیت اصلی اسیر جاهطلبی و قدرت آن تنه میزند و به مقایسه کنایهآمیز این خصایص منفی میان گشتاسب و مکبث میپردازد و با کلاژ این مجموعه آدمها، به تداوم ناگزیر مفاهیمی چون قدرت، خشونت، حسادت، جاهطلبی سیاسی و آسیبپذیری عشق و حماسه و قهرمان در این جولانگاه میپردازد و «تراژدی» را تقدیر محتوم دورههای مختلف تاریخی/اجتماعی/سیاسی در جوامع گوناگون میداند و با این نقب زدن از گذشته کهن و کلاسیک به حال، نهایتا اثرش را زمانهشناسانه میکند.
در وجه تاویلپذیر اجرا شخصیت کتایون به عنوان «مام وطن» و نمادی از عشق، وفاداری، پایداری و قدرت درونی و صبر و استقامت، در پیشگاه تاریخ مرثیهسرایی میکند. انگار سرزمین ما در این کشمکش و جدال مداوم، میباید همچنان «پسر کشی» و «اندوه بیپایان» را تجربه کند. بدون تردید بازی نگین زینیوند و تسلط او بر کلام و تکگویی طولانی، مهمترین برگ برنده نمایش «رستم و اسفندیار» است. به عنوان نمونه، این شیوه تک گویی سمپاتیک و عمیق و اینجایی را با تکگوییهای شخصی و انتزاعی و پرتکلف شماری از متنهای نمایشی محمد چرمشیر مقایسه کنید. البته شخصا منکر ارزشهای ادبی و نمایشی برخی دیگر از متنهای نمایشی چرمشیر عزیز (به عنوان یکی از نمایشنامهنویسان پرکار و مطرح و صاحب سبک این سالها) نیستم.
به امید تداوم هر چه بیشتر تجربههای پرانگیزهای از این دست در صحنه تئاتر این روزگارمان و خسته نباشید به عوامل این اجرا.
۱- مصرعی از یکی از ابیات داستان «رستم و اسفندیار» شاهنامه فردوسی که از زبان کتایون مادر اسفندیار و همسر گشتاسب ادا میشود.
۲- این قضاوت بدون دیدن فیلمهای جشنواره فجر امسال صورت میگیرد.