در مواجهه نخست با بچهخرس، شاید این تصور پیش بیاید که با اقتباسی دور از متن یا برداشتی کاملاً متفاوت از کمدی تکپردهای خرس آنتوان چخوف روبهرو هستیم، اما در طول اجرا مشخص میشود که ستون فقرات و روح اثر همان متن درخشان چخوف است.
نکته قوت نمایش در این است که گروه اجرایی توانسته با درک محدودیتهای موجود در اجرا، دست به تغییراتی بزند که نه تنها ساختار متن را تخریب نکرده، بلکه کار را جالبتوجهتر، متفاوتتر و پویاتر کرده است. تغییرات ایجادشده را به هیچ وجه نمیتوان ایرانیزهکردن نامید، بلکه با ظرافت، شیرینی و لطافتی حسابشده در دل محدودیتها تنیده شدهاند تا ارتباط اثر با مخاطب امروزی زندهتر شود.
از میان این تمهیدات خلاقانه، ایده آشنایی و همکلامی با مرحوم مغفور نیکلاس، بسیار خوب روی صحنه نشسته بود و جلوهای ویژه به فضای داستان
... دیدن ادامه ››
میداد.
علاوه بر آن، حضور فانتزی و جالب خودِ شخص آنتوان چخوف در دل خاورمیانه و در معیت فرشته عذابش، ایده هوشمندانهای بود که طنز تلخ و لایهمندی به پیشبرد روایت اضافه میکرد و فضای نمایش را شیرینتر میساخت.
مابقی داستان در همان بستر استاندارد و کلاسیک چخوف با قصهای که به دل مینشیند جلو رفت.
در حوزه بازیگری، انرژی تمام و کمال بازیگران کاملاً مشهود بود. بهطور ویژه علی حیدری در نقش طلبکار ،اسمیرنوف، سنگتمام گذاشت، اکتها، زبان بدن و بازی پرحرارت ایشان بسیار تماشایی و گیرا از آب درآمده بود و ریتم صحنه را بهخوبی در دست داشت.
از سوی دیگر، طراحی لباسها واقعاً فاخر، زیبا، چشمنواز و درخور توجه بود و جلوه بصری صحنه را به یک پوئن مثبت و برجسته تبدیل میکرد.
با توجه به اینکه کار در شبهای آغازین و اجرای اول خود به سر میبرد، تأخیر اولیه و کاستیهای بسیار جزئی و اندک در جریان اجرا پیش آمد که برای یک افتتاحیه طبیعی است و بههیچوجه به کلیت نمایش آسیب نزد.
در مجموع بچهخرس یک تئاتر حالخوبکن، دلنشین و سرگرمکننده است و کاملاً ارزشش را دارد که مخاطب یک شب برای دیدنش وقت بگذارد. تماشای آن را پیشنهاد میکنم.