به نام حضرت او
پرده پوش و آبرو نگهدار مهربان
گهگاهی در هیاهوی این فضای تیوال ، وقتی هجمه انگشت های اتهام، کنایه ها، قضاوت های شتاب زده و توهین های پیدا و پنهان چه فردی و چه سازمان یافته و گروهی را میبینم، دلم سخت میگیرد و راستش آن نگاه ها و لایک هایی که خواسته یا ناخواسته به این آتش هیزم می ریزند نیز از این دایره جدا ، و این قاعده مستثنی نیستند
در میان این همه داوری، مدام یک پرسش در ذهنم مثل خوره تکرار میشود:
اگر پرده ستّاریت و رحمانیت حضرت او نبود، اگر گوشهای از آن حجاب و پوشش پر مهر به کناری میرفت و خلوت و لغزش های پنهان یکایک ما در محضر
... دیدن ادامه ››
دیدگان عریان میشد، آیا باز هم کسی از ما یارای آن را داشت که سرش را با چنین غروری بالا بگیرد و دیگری را رسوا یا سرزنش کند؟
بیایید کمی در خلوت خود درنگ کنیم؛ پیش از فشردن کلیدها و رها کردن واژهها، به وزن کلاممان فکر کنیم. بس نیست این همه زخم زدن؟ حتی اگر خطایی هم از کسی سر زده، راهش تخریب در انظار عمومی نیست؛ رسم جوانمردی چشم پوشی است، یا رساندن پیامی مشفقانه در خلوت و گوشزد کردن عیب با نیت اصلاح، نه رسوایی.
فرصت زیستن کوتاهتر از آن است که جانمان را با تخم کینه، خشم و نفرت سنگین کنیم؛ این جهان دو روز بیشتر نیست، رفیق... حیف نیست در زمینی که جز عشق نمیماند، بذر تلخی بکاریم؟
تمام این سطرها واگویه ای بود از سره درد و از عمق دل. اگر ناخواسته کلامم خاطری را مکدر ساخت، صمیمانه و متواضعانه پوزش میطلبم.
من عاشق تک تک شمایم، غریبه ترین آشنایانی که شاید هرگز چهره به چهره هم ننشسته باشیم، اما دل در گرو این هنر مشترک داریم.
آرزو میکنم در زندگی تان هر آنچه جاری است، عشق بیدریغ باشد؛ فقط عشق ببخشید و تنها مهر درو کنید.
با مهر و احترام🌹❤️🔥
حسام