در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | الناز فتحی درباره نمایش برف در هنگ چهارم: درود از فضای تاریخی این اجرا و دکورش واقعاً بی‌نهایت لذت بردم. فضایی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 18:47:19
۸ ساعت پیش
درود
از فضای تاریخی این اجرا و دکورش واقعاً بی‌نهایت لذت بردم. فضایی که به‌خوبی ساخته شده بود و از همون ابتدا آدم رو با خودش به دلِ داستان می‌برد.
حضور نوازنده‌ها و اجرای زنده‌شون هم به‌قدری خوب و درجه‌یک بود که به‌نظر من زیبایی کار رو چند برابر کرده بود. البته تنها نکته‌ای که بعضی جاها کمی اذیت‌کننده می‌شد، بالا بودن صدای موسیقی بود و باعث می‌شد صدای بازیگرها به‌سختی شنیده بشه؛ هرچند با توجه به حضور نوازنده‌ها داخل صحنه و اجرای زنده‌شون، این موضوع کاملاً قابل درک بود.
تلاش بازیگرها برای خلق نقش‌هایی ماندگار هم کاملاً دیدنی و مشخص بود و این تلاش رو می‌شد در تمام طول اجرا حس کرد. اما برای من، درخشان‌ترین بازی‌های اجرا، بازیِ کشیش و فرمانده بود. به‌خوبی در تمام لحظات اجرا راکورد بازی خودشون رو حفظ کرده بودن و این میزان از دقت واقعاً برام جذاب بود!!!
در مورد متن هم، صرفاً به‌عنوان نظر شخصی خودم و بدون هیچ قصد جسارتی به نویسنده‌ی محترم، بعضی جاها درک و ارتباط گرفتن با متن برام کمی سخت می‌شد و بعضی جاها هم دیالوگ‌ها اون‌قدر شعاری می‌شدن که به‌نظر من کمی سطحی به نظر می‌رسیدن. البته که این فقط برداشت شخصی منه و طبیعتاً ممکنه هر مخاطبی برداشت متفاوتی از اثر داشته ... دیدن ادامه ›› باشه. 🙏
در مورد رابطه‌ی فرمانده و ستوان هم، چیزی که برای من جای سوال داشت این بود که فرمانده با حضورش کاملاً به ستوان یادآوری می‌کرد که فرمانده‌ی هنگ کیه و ستوانی بیش نیست. اما با این حال، در طول اجرا مدام درگیر ارتباط بین این دو شخصیت می‌شدیم؛ اینکه واقعاً کدومشون جایگاه بالاتری داره و کدوم یکی باید گوش‌به‌فرمان اون یکی باشه!
و درباره‌ی پایان نمایش هم، بدون اینکه بخوام چیزی رو اسپویل کنم، اتفاقی افتاد که واقعاً یک علامت سؤال بزرگ توی ذهن همه‌ی ما ایجاد کرد. بعد از اجرا، هرکدوم از ما برداشت و تحلیل متفاوتی از پایان‌بندی داشتیم و راستش هنوز نمی‌دونم این ویژگی پایان‌بندی رو باید نقطه‌ی قوتش دونست یا نقطه‌ی ضعفش؛ اما قطعاً باعث شد بعد از خروج از سالن، همچنان به نمایش و اتفاقی که افتاده فکر کنیم.
و یک نکته‌ی قابل‌توجه دیگه، اتفاقی بود که برای خانم هدیه والا در شبی که ما به تماشای این اثر نشستیم افتاد. ایشون هنگام افتادن روی زمین، دستشون آسیب دید و صدای بدی توی سالن پیچید که واقعاً نگرانمون کرد... اما با قدرت به بازیشون ادامه دادن؛ در حدی که ما حتی فکر کردیم شاید این اتفاق جزئی از اجرا بوده! واقعاً خسته نباشید می‌گم به این میزان از قدرت و تعهد.
در نهایت هم خسته نباشید می‌گم به تمامی عوامل این اجرا و امیدوارم جناب کارگردان همچنان به ساختن چنین آثار خوب و ارزشمندی ادامه بدن.