از تاخیر نیم ساعته اش که بگذریم (به دلیل اینکه اونقدر عادی شده که اعتراض به جایی نمیرسه) بازیها رو دوست داشتم مخصوصا علی سرابی که فوق العاده بود... تغییر لباسها توی اون فرصت کم واقعا مشکل بود و کمتر توی تئاتر دیده میشه اما توی این نمایش چندین بار انجام شد و قابل تحسینه... شاید تنها ضعف این نمایش، ریتم داستان بود. ریتمش یکنواخت نبود، یه جاهایی واقعا خسته کننده بود (مخصوصا پرده هایی که خانم کیخایی با آقای سرابی بازی میکرد)... در مجموع کاش داستانش قویتر بود... اینو یادم رفت: ایده های جالبی داشت مثل اسلوموشن کردن جاهایی که بعضی کلمات گفته میشد یا 25 یا تکرار دیالوگها... خوشم اومد
پی نوشت: یادمه اوایل که کامنتهای این نمایش رو می خوندم یکی از دوستان نوشته بودند که بهترین (یا یکی از بهترین) نمایشهای 50 ساله اخیر!!!! که من به هیچ وجه چنین توصیفی رو برای این نمایش قبول ندارم... شاید هم سطح توقعم رو باید پایین بیارم...