در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | علی فرهمند
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 17:59:54
 

فعال هنری

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
با عرض سلام و hello و hallo و زبان قبایل دور افتاده آمازونی
این نوع از گفتار بخاطر بین المللی بودن زبان نمایش برای انتقال مفهوم بسیار بسیار بسیار و باز هم بسیار فاخر و کاملا واضح نمایش بود آقای راوی منو یاد پوریای ولی از بزرگان مکتب شبکه پویا انداخت و کاملا برای من قابل درکه(به عنوان یک مخاطب کاملا سطحی) که چقدر مفهوم نمایش الهام گرفته از آقا پوریا و پهلوانان بود مفاهیمی از قبیل زبان آموزی،حیات وحش(خانواده غار نشین که بعدا بهش میرسیم) و هم زمان! آقای دالی و چند نقاش بدبخت دیگه که آثارشون از طریق فرم بسیار فاخر و دل انگیز منتقل شد به خصوص نقاشی جیغ که باعث شد تو سالن جیغ بزنم بخاطر کانسپت و به بودن خودم شک کردم ، بخاطر تمام احتمالات منطقی وجود هر گونه زیستی که تا الان زیسته و می‌توانسته هم زیست کنه که این همه سال تکامل و تاریخ بشر و هر چیزی،باعث شده همچین زباله ای تولید بشه بعضی وقتها دلم برای انسان های تاریخ ساز میسوزه که اگه زنده بودن قطعا خودشونو به ناگوار ترین حالت ممکن می‌کشتن،
حالا ایراد های این نمایش از دیدگاه یک انسانی که تئاتر دوست داره
کل مسئله فرگشت و انتخاب طبیعی و هر بنیاد زیست شناختی که در راستای این مفهوم گفته شده و هر نظریه و نقل قول از فلاسفه و روانشناسان صاحب مکتب در مورد انسان شناسی و علم النفس قدیم به طور خیلی جالبی به هیچ عنوان داخل این نمایش پیدا نمیشه
مهم‌ترین ضعف اجرا، فاصله‌ی میان «ادعا» و «آنچه واقعاً روی صحنه اتفاق می‌افتد» است. قرار بوده بدن، زبان اصلی انتقال مفاهیم باشد، اما در بسیاری ... دیدن ادامه ›› از لحظات طراحی حرکت آن‌قدر ضعیف و ابتدایی است که بدن به جای تبدیل شدن به یک ابزار بیانی، صرفاً به انجام یک‌سری حرکات پراکنده و کم‌اثر محدود می‌شود. وقتی قرار است بخش عمده‌ای از بار مفهومی اثر بر دوش بدن باشد، حرکت باید دارای منطق، کیفیت، ریتم و سیر تحول مشخصی باشد؛ در این اجرا چنین نظام حرکتی منسجمی شکل نگرفته است
حضور راوی نیز یکی از نقاط ضعف اجراست. راوی قرار است چه چیزی را به تماشاگر اضافه کند که بدن و خودِ اجرا قادر به بیان آن نیستند؟ در اینجا راوی بیشتر نقش توضیح‌دهنده پیدا کرده و به جای اینکه لایه‌ای تازه به اثر اضافه کند، تبدیل به ابزاری برای توضیح دادن مفاهیمی شده که اجرا در انتقالشان موفق نبوده است. در نتیجه، راوی نه‌تنها ضروری به نظر نمی‌رسد، بلکه در برخی لحظات بر شعاری بودن اثر تأکید می‌کند
همین مسئله در پایان‌بندی نیز به شکل واضح‌تری دیده می‌شود. نمایش با استفاده از ویدئوپروژکشن و تصاویری درباره‌ی تخریب طبیعت توسط انسان، تلاش می‌کند تماشاگر را به لحاظ عاطفی تحت تأثیر قرار دهد؛ اما این تأثیر بیشتر از جنس «اعلام یک پیام» است تا نتیجه‌ی طبیعی فرآیند اجرایی. وقتی یک اثر در تمام طول اجرا نتوانسته نسبت انسان و طبیعت را به شکل پیچیده و چندلایه بسازد، نمایش تصاویر نابودی طبیعت در پایان، بیشتر شبیه تأکید مستقیم روی یک پیام از پیش‌تعیین‌شده است: «انسان طبیعت را نابود کرده است». اینجا اثر به جای اینکه تماشاگر را به کشف و تجربه برساند، پیام خود را به او دیکته می‌کند(به شکل فاجعه بار)
و این تئاتر منو یاد جمله یک بزرگمرد انداخت که گفت
ترجیح میدادم به جای این نمایش میرفتم و ساندویچ میخوردم
با تشکر
ممنون که با این حجم از حوصله نمایش رو دیدید و البته با حوصله‌ی بیشتری تلاش کردید ثابت کنید چرا نباید آن را می‌دیدید!
نقد شما از همان ابتدا برای ما جالب بود چون ابتدا از ایده‌ی اجرای چندزبانه، فرم، حرکت و حتی بعضی انتخاب‌های اجرایی صحبت می‌کنید، اما در ادامه با چند ارجاع به روان‌شناسی، فلسفه، نظریه‌های هنری و نقل‌قول از بزرگان، به این نتیجه می‌رسید که این تئاتر نیست و پیشنهاد می‌کنید مخاطب به‌جای آن ساندویچ بخورد!
طبیعتاً حق دارید نمایش را دوست نداشته باشید. حتی حق دارید آن را ضعیف، ناموفق یا بی‌اثر بدانید. اما من این اثر را نفهمیدم با این اثر چیزی برای فهمیدن ندارد دو گزاره‌ی کاملاً متفاوت‌ند ... دیدن ادامه ›› .
اتفاقاً بخش قابل تأمل نقد شما جایی است که درباره‌ی زبان ، بدن ، مفهوم و انتقال معنا صحبت می‌کنید، اما ظاهراً برای یک اثر نمایشی فقط یک نوع روایت و یک شکل مشخص از بیان را به رسمیت می‌شناسید. در حالی که تئاتر سال‌هاست از این مرحله عبور کرده که تنها چیزی که می‌تواند معنا تولید کند، دیالوگ و داستان خطی باشد.
درباره‌ی صحنه‌ی اتفاق و تبدیل شدن بدن به ابزار بیانی هم ظاهراً انتظار داشته‌اید هر حرکت الزاماً یک نتیجه‌ی روایی مستقیم و قابل توضیح داشته باشد. این هم یک نگاه کاملاً محترم است؛ فقط نگاه شماست، نه تعریف‌نامه‌ی تئاتر.
نکته‌ی جالب‌تر این است که برای اثبات اینکه اجرای ما در انتقال مفهوم موفق نبوده، از پیام ، طبیعت ، بدن ، روان‌شناسی ، فلسفه و چند مفهوم دیگر کمک گرفته‌اید ، در حالی که شاید بد نباشد خود نقد هم به همان اندازه‌ای که از نظریه استفاده می‌کند، به خود اثر و انتخاب‌های مشخص اجرایی آن وفادار بماند.
ما هیچ ادعایی نداریم که کمدی آغاز اثری بی‌نقص است و طبیعتاً نقد تخصصی و حتی تند را هم بخشی از مسیر هر اثر هنری می‌دانیم. اما بین نقد کردن یک اثر و ابطال کردن یک اثر با تکیه بر سلیقه‌ی شخصی تفاوت وجود دارد.
و در پایان، پیشنهاد ساندویچ و ساندویچ‌خوری شما را هم به فال نیک می‌گیریم. خوشبختانه در این شهر هم برای ساندویچ خوردن انتخاب زیاد است و هم برای تئاتر دیدن ، مخاطب هم آن‌قدر باهوش هست که خودش انتخاب کند برای چه چیزی پول و وقتش را خرج کند.
ما هم ترجیح می‌دهیم به‌جای اینکه به مخاطب بگوییم چه چیزی باید ببیند یا نبیند، اجازه بدهیم خودش قضاوت کند.
ممنون از وقتی که گذاشتید. امیدواریم اجرای بعدی گروه، حتی اگر دوستش نداشتید، حداقل شما را از رفتن به یک ساندویچی منصرف نکند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

سینما
تئاتر

تماس‌ها

09025954114