من طرفدار درجه یک تو هستم...
از همان ابتدا با دیدن نام آقای توحید معصومی در قامت کارگردان و خانم الهه زحمتی و آقای سامان دارابی به عنوان بازیگران نمایش متوجه میشویم که با کار فکر شده و با ظرافتی طرف هستیم.
چند شب پیش به تماشای این اجرا نشستم و جزو معدود نمایش هایی بود که تمام تمرکز و حواس نمایش را دنبال میکردم که لحظه ای از این نمایش رو از دست ندم.
در تمام پرده های نمایش استرس،دلهره و هیجان حفظ میشد و مخاطب رو با خودش همراه میکرد. ریتم به خوبی مدیریت میشد و همه چیز نه خیلی کند پیش میرفت که خسته کننده باشه و نه خیلی تند که مخاطب پسش بزنه. تغییرات حس و بالا پایین شدن مداوم ریتم و تمپوی بازیگران هر لحظه غافلگیر میکرد.
صحنه هایی درآمیخته با جنون، شک و تردید،عشق،نفرت و ... که با بازی قوی،درک عمیق بازیگران از شخصیت،بیان و لحن های درست، بدن های در اختیار،دکور در خدمت محتوا و فرم، افکت های صوتی بجا و درست و... به بهترین شکل به مخاطب منتقل میشد.
به نظر من بازیگران شخصیت هارو نشون نمیدادند، کاملا اونهارو زیست کرده بودند و در درون خودشون رشد داده بودند و هر سه مولفه ی باور پذیر بودن، خلاقیت و تاثیرگذار بودن رو داشتند در بازیشون.
کارگردان اثر با وسواس تمام عمیقا متن و دیالوگ ها رو درک کرده بود و کاملا میدانست از کار چه میخواهد و
... دیدن ادامه ››
چه چیزی را میخواهد منتقل کند که نتیجه آن را میتوانید در بازی های روان،نگاه های معنادار،سکوت ها و انفجار ها،بیان دیالوگ و حتی راه رفتن کاراکتر(زن) ببینید.
در کل اجرای نمایش های روانشناختی و سایکودرام که دوپرسوناژ دارند و دیالوگ محورند کار هرکسی نیست، اما این گروه به خوبی و درستی از پس آن برآمده است.
با آرزوی درخشش فراوان، به شدت توصیه میکنم
خسته نباشید به تمام دست اندرکاران،گروه کارگردانی،بازیگران، بازیگران تصویر و سایه