در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تئاتر | اخبار | قلم‌فرسایی در یخبندان نوشته رضا بهکام
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 13:41:15
نمایش رنگ انار | قلم‌فرسایی در یخبندان نوشته رضا بهکام | عکس

نمایش «رنگ انار» به نویسندگی و کارگردانی «بهنام ترابی» پیشتر در زمستان سال گذشته کار خود را در خانه هنرمندان و سالن استاد انتظامی آغاز کرده اکنون با اصلاحاتی جزئی و از اردیبهشت امسال به روی صحنه رفته است؛ نمایشی در پنج پرده که مدت زمانی حدود چهار ساعت تماشاگران خود را به دعوت می‌نشیند.

شاعرانه‌ایی با تمرکز بر رُمان سه جلدی «مجمع الجزایر گولاگ» اثر «الکساندر سولژنیتسن» که اقتباسی از نمایشنامه «تراژدی مکبث» اثر «ویلیام شکسپیر» را نیز در خود به نمایش در نمایشی زندگی‌بخش نزدیک می‌کند.

اگرچه که وجه تشابه و اشتراکات رمان نامبرده با نمایشنامه شکسپیر دست‌کم در تِم و کانسپت محوری آن حداقل است اما می‌توان دلیل آن را در جهان تأتری و ارکان نمایشی آن جست، در جهان سرد نمایش با جزیره‌ایی دورافتاده طرف هستیم که در آن اردوگاه کاری اجباری بنا شده و از سویی مرکز درمانی بیماران لاعلاج و سرطانی را در خود داراست، اُبژه‌های شخصیتی نویسنده در یخبندانی بسیط هر کدام به کور سوی امیدی دلبسته‌اند، یکی به عشق بازگشت به خانه و همسر خودکشی کرده‌اش در مسکو و دیگری در رؤیای نقاشی شده پرتره معشوقه‌ایی به قتل رسیده و از دیگر سوی دختر و پسری سرطانی که در واپسین روزهای زندگی خود به جهان نمایش مکبث و خیال‌انگیزی آن دل‌خوش کرده‌اند؛

شخصیت «دِمکا» با بازی درخشان و هوشمندانه «نازنین مقصودی» که تجسد یافته هویت «الکساندر» در جهان بیرونی و واقعی است در سیالیت ذهن نویسنده بخش سیزده مرکز درمانی گولاگ را نقش‌آفرینی می‌کند، در امتداد این شخصیت هیبریدی و ادغام شده می‌توان به اثربخشی شخصیت‌های «دکتر اسنات» با بازی متمرکز و روان «هومان امینیان» و شخصیت «رُوزانُوف» با بازی استثنایی «محمد تخشی» و همچنین نقش در نقش شخصیت «مکبث» با بازی قدرتمند «محمد حسن رحیمی» اشاره کرد که به جهان برتافته از خالق اثرش هویتی عمیق اعطا کرده است.

آنچه که متن رنگ انار را مطبوع می‌کند نقطه آرمانی واژگان «امید» و «انتظار» در بسترش است که در قیاس با متون «ساموئل بکت» نویسنده ایرلندی و ایضاً در نمایشنامه «در انتظار گودو» وی این انتظار تا رسیدن به دریچه نور و بر آورده شدن رؤیاهای کوچک و بزرگ و بلکه ناشدنی به ساز و کاری موازی بدل شده است.

روایت «رنگ انار» داستان «الکساندر سولژنیتسن» نویسنده بزرگ روسی در قرن بیستم است که بیست سال از بهترین سال‌های عمرش را به دلیل افشاگری جنایات استالین رهبر شوروی سابق در تبعید گذراند لذا متن پیش روی با وام جستن از پلات رمان «مجمع الجزایر گولاگ» در تلاش است تا نوعی از استقامت و مبارزه شخصی و درونی شده نویسنده را برای تماشاگرانش عیان کند.

آنچه که توجه من را به عنوان یک تماشاگر بیش از هر چیز جلب کرده است بخش‌های فنی و اجراییات اثر از یک طرف و میزانسن‌های منتظم در طرف مقابل آن است، کارگردان نمایش با استفاده از نورهای تنگستن برای فضاسازی داخلی و در پاره‌ایی اوقات نورهای سرد و یخی برای فضاسازی محیط بیرونی آسایشگاه که هویت مکانمندی را در اثرش ایجاد می‌کند تلاش کرده تا با بهره‌مندی از نورهای نامبرده و البته نورهای موضعی به دلیل جداسازی و هویت‌‌بخشی به برخی شخصیت‌های اصلی و مکمل و همچنین بکارگیری نورهای اکسترنال و پُرتابل (قابل‌حمل)، سوژه‌های نمایشی خود را در امتداد بُنمایه اثرش با تصویرسازی شاخصی از خود در مسیری آوانگارد همراه کند. این مقوله صحنه‌های خلق شده و قاب‌های ایجاد شده را به سوی کاشت ایماژهای موجز و شاعرانه در ذهن مخاطب سوق می‌دهد تا امواج خیالی و وهم‌انگیز اثر همواره در بسامد موتیف گونه‌اش جلوه‌ساز باشد؛ در طرف مقابل میزانسن شخصیت‌های نمایش دارای هندسه معین و تاکیدشونده‌ است، استفاده کارگردان از زاویه قائمه در ورود و خروج‌ها یک امر اصلی و توسعه یافته است که شامل دستیار نورهای اکسترنال پرتابل و مدیران صحنه نیز می‌شود به واقع ترسیم‌گر گونه‌های متفاوتی از چهارضلعی‌های منتظم ساده‌ایی چون مربع و مستطیل است که این در مفهوم ذاتی نمایش و البته همسو با مفهوم اصلی رُخدادها اضطراب و فشار و تنش درونی شده را به نمایش می‌گذارد.

قاعدتاً استفاده از چنین اَدوات صحنه‌ایی مانند تنوع نور و موسیقی انتخابی پخش شده و ایجاد تمپو پایین در میزانسنِ بازیگران که همسو با جهان متن و شخصیت‌های روایت است ریتم نمایش را کُند می‌کند، از طرفی ساختار متن به دلیل استفاده از دو جهان متفاوت رمان روسی و نمایشنامه بریتانیایی صدرالشرح در خلق و اقتباس نهایی خود بسیار ماکسیمال نشان می‌دهد و این سینرژی یا به عبارتی هم‌افزایی‌ها در روزگار امروز ممکن است اثر را برای برخی مخاطبانش در ابهام باقی بگذارد اگرچه که تفاسیر متعددی را با خود به همراه خواهد آورد، علاوه بر ریتم کُند مذکور که برگرفته از تِم شاعرانه اثر و بافت مکانمند آن و سیطره ایدئولوژی زمانمند دوران استالینی آن است و گریزی هم از آن نیست یحتمل برای برخی تماشاگران مدت زمان طولانی نمایش چالشی تحمل‌گونه را به همراه داشته باشد.

قدر مسلم با توجه به پشتوانه غنی علمی و دانشگاهی «دکتر بهنام ترابی» می‌توان در آینده برای او و تیم همراهش مسیری نورانی و پر طمطراق را متصور شد.

نمایش «رنگ انار» تا نیمه تابستان سال جاری در عصر هر جمعه‌ در خانه هنرمندان ایران سالن استاد انتظامی به اجرای خود ادامه می‌دهد و تماشاگران تئاترهای آوانگارد و معناگرا می‌توانند از این اثر دیدن کرده و لذت ببرند.

 

درباره نمایش رنگ انار
۲۱ خرداد ۱۴۰۵