نمایش «طروپ طرپ» به نویسندگی خیرالله تقیانیپور و کارگردانی حمیرضا خلیلی، یک مضحکه تمامعیار است؛ نمایشی که آگاهانه از ادعای مسئلهمحوری فاصله میگیرد و هدف خود را در ایجاد نشاط، طرب و حال خوش برای تماشاگر جستوجو میکند. اثری که به جای آنکه بخواهد جهان را توضیح دهد، تصمیم گرفته است آن را به بازی بگیرد؛ و همین انتخاب، مهمترین ویژگی آن است.
نمایش داستانی ساده دارد و فراز و فرودهای دراماتیک، محور اصلی آن نیست. آنچه بیش از خط داستانی برجسته میشود، خردهروایتهایی است که در دل نمایش شکل میگیرند و هر کدام فرصتی برای خلق یک موقعیت، شخصیت، شوخی یا بازی تازه فراهم میکنند. همین خردهروایتها جهانی از مطربان و شخصیتهای آشنا و ناآشنا را پیش روی تماشاگر میگذارد؛ مطربانی صاحبنام که گویی در امتداد تاریخ، همچنان در حال اجرا، طرب، مسخرگی و بازی با جهان هستند. از شاهان و شخصیتهای شاهنامهای تا آدمهای محلی و تیپهای آشنای اجتماعی، هیچکس از دایره شوخی نمایش بیرون نمیماند؛ حتی خود مطربان و جایگاه تاریخیشان.
این «شوخی با خود» یکی از جذابترین ویژگیهای اثر است. نمایش گذشته را بازسازی نمیکند تا آن را تقدیس کند؛ بلکه آن را به بازی میگیرد. با شخصیتهای تاریخی و فرهنگی شوخی میکند، آنها را از جایگاه رسمی و باشکوهشان پایین میآورد و وارد جهان مطربی و مضحکه میکند. در این جهان، همه میتوانند سوژه خنده باشند و حتی خودِ نمایش نیز از این قاعده مستثنی نیست.
یکی از نقاط قوت «طروپ طرپ»، استفاده درست و بهجا از عناصر و قالبهای نمایش ایرانی است. نمایش با نقل نقال آغاز میشود، پیشپرده میخواند و از همان ابتدا تماشاگر را با منطق اجرایی خود همراه میکند. نقالی، آواز، رقص، مطربی، ریتم و ارتباط مستقیم با تماشاگر صرفاً عناصری تزئینی نیستند؛ بلکه در
... دیدن ادامه ››
ساخت زبان اجرایی اثر نقش دارند. نمایش با این عناصر، زبان مخصوص خودش را میسازد و از سنت نمایش ایرانی بهعنوان مادهای زنده و پویا استفاده میکند.
در این میان، بازیگران مهمترین ابزار شکلگیری این جهان هستند. توانمندی آنها در اجرای رقصهای متنوع، آوازهای نمایشی و حفظ ریتم پرجوشوخروش اثر، انرژی مداومی به اجرا بخشیده است؛ بهگونهای که تماشاگر کمتر فرصت پیدا میکند متوجه گذر زمان شود. اما ارزش کار بازیگران فقط در مهارت اجرایی آنها خلاصه نمیشود. بدن بازیگر در این نمایش خود به یکی از ابزارهای اصلی تولید کمدی تبدیل شده است.
تمرکز، تسلط بدنی، واکنشهای لحظهای، بازی در بازی و توانایی ساختن شخصیتهای متفاوت، باعث شده است هر بازیگر ویژگی و طنازی مخصوص به خود را داشته باشد. انتخاب بازیگران و توجه کارگردان به فیزیک بدنی، نوع حضور و کیفیت حرکتی آنها نیز به خلق کمدیهای ظریف و دلنشین کمک کرده است.
بخش مهمی از کمدی نمایش نیز نه از دیالوگ، بلکه از رفتار و بدن بازیگران شکل میگیرد. شوخیهای رفتاری که به نظر میرسد ریشه در تمرینهای خلاقانه بازیگران دارد، از ابتدا تا انتهای اجرا حضوری فعال دارند و در کنار شوخیهای کلامی، لایه دیگری از طنز را میسازند. همین ترکیبِ کلام، بدن، ریتم و واکنش، باعث میشود کمدی اثر فقط وابسته به متن نباشد و در اجرا دائماً امکان تولید پیدا کند.
کارگردانی «طروپ طرپ» نیز بر همین اساس، پویا و سیال است. میزانسنها از یکدیگر فاصله میگیرند و حرکتها به تکرار مکانیکی نمیافتند. در عین حال، برخی حرکات و رفتارهای تکرارشونده به شکل موتیف درآمدهاند و هر بار که بازمیگردند، بار کمدی بیشتری پیدا میکنند. این استفاده هوشمندانه از تکرار، یکی از اصول مهم کمدی را به خدمت نمایش گرفته است؛ تماشاگر ابتدا حرکت را میبیند، سپس انتظار تکرار آن را پیدا میکند و در نهایت، خودِ انتظار به بخشی از خنده تبدیل میشود.
از سوی دیگر، چینش بازیگران و تغییر مداوم ترکیبهای صحنه، به اجرا کیفیتی سیال داده است. میزانسنها نه فقط برای جابهجایی بازیگران، بلکه برای تولید موقعیتهای تازه کمدی طراحی شدهاند و همین امر باعث میشود صحنه کمتر دچار سکون شود.
موسیقی، آواز و رقص نیز در این اجرا صرفاً همراهیکننده نیستند؛ بخشی از موتور محرک نمایشاند. ریتم پرانرژی اثر، بهخصوص در لحظاتی که آواز و حرکت به یکدیگر متصل میشوند، فضایی میسازد که تماشاگر را بیش از آنکه به تماشای یک داستان بنشاند، وارد یک جشن نمایشی میکند؛ جشنی که در آن مطربی، هجو، بازی، آواز و حرکت در هم تنیدهاند.
شاید بتوان گفت «طروپ طرپ» بیش از آنکه بخواهد چیزی را به تماشاگر ثابت کند، میخواهد او را با خود همراه کند. قرار نیست الزاماً مسئلهای اجتماعی یا فلسفی را پیش روی مخاطب بگذارد یا او را وادار کند پس از خروج از سالن درباره یک پرسش مشخص بیندیشد. انتخاب نمایش، انتخاب دیگری است: ایجاد حال خوش با تکیه بر سنتهای نمایشی ایرانی.
و شاید در زمانهای که بسیاری از نمایشها تلاش میکنند حتماً حامل یک پیام بزرگ باشند، دفاع از «خنداندن» و «حال خوش» خود انتخابی قابل تأمل باشد. خنداندن تماشاگر، بهخصوص زمانی که بر پایه ریتم، بدن، موسیقی، بازیگری و شناخت درست از سنتهای نمایشی شکل گرفته باشد، کار سادهای نیست.
«طروپ طرپ» در نهایت نمایشی است که میخواهد تماشاگر را برای مدتی از جدیت جهان بیرون جدا کند و به جهانی ببرد که در آن شاه و مطرب، شخصیت تاریخی و آدم محلی، گذشته و حال، و حتی خودِ نمایش، میتوانند موضوع بازی و خنده باشند. نمایشی که بیش از آنکه بخواهد ذهن را درگیر کند، میکوشد دل را خوش کند؛ و در این هدف، با اتکا به بازیگران کاربلد، بدنهای خلاق، ریتم، موسیقی و سنتهای زنده نمایش ایرانی، موفق میشود طرب را نه فقط در عنوان، بلکه در خودِ اجرا جاری کند.