((ترجیح می دهم با دوستانم بمانم .))
ترحم را در چشمانش خواندم ، گویی واقعیت را می دانست .دستم را در سکوت فشرد ، گویی خداحافظی برای زندگی نبود ، بلکه از زندگی بود .
حالا تو کجایی ؟ زنده ای ؟ از آخرین باری که با هم بودیم چه اتفاقی برایت افتاده ؟ همسرت را پیدا کردی به یاد داری چگونه از تو خواستم وصیت مرا به خاطر بسپاری ، واژه به واژه ، و تو کودکانه اشک می ریختی ؟
ویکتور فرانکل