در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | محمدرضا ریاحی پناه درباره نمایش ژاک یا تسلیم: مروری بر نمایش «ژاک یا تسلیم». باغ وحش قلب باز با درود به هنرمندان
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 13:54:46
مروری بر نمایش «ژاک یا تسلیم».
باغ وحش قلب باز

با درود به هنرمندان با انگیزه نمایش «ژاک یا تسلیم». از مترجم، طراح و کارگردان اثر تشکر ویژه دارم. بازیگران نقش مادر ژاک با تحرک و زبان بدن و بیان بسیار رسا، و پدر ژاک و ژاکلین به خوبی و با تبحر ایفای نقش کردند. تئأتر ابسورد همان است که وجود شناسانه زندگی انسانها را فاقد هر گونه هدف، معنا و منطق می پندارد. و برای کسانی که به ظاهر ارتودوکسی زندگی انسانها عادت دارند تئأتر ابسورد غافلگیرانه آنها را با واقعیاتی پوچ و پنهان در پس این اورتودکسی مواجه می کند.

در این اثر ما هم مخاطب اوژن یونسکو بودیم و هم آقای معتمدیان بواسطه تغییرات و ابداعات خلاقانه و دراماتورژیک در اجرا (پوششی از پلاستیک زباله بر تن همه که نشانگر آن است محتوایی بجز زباله در مغز این کارکترها نیست). مخاطبی که به معنای حقیقی کلمات و جملات یونسکو اهمیت بدهد کمتر با او ارتباط ... دیدن ادامه ›› خواهد گرفت زیرا در پس این همه جملات بی معنی و پوچ سخنی معترضانه طنزآلود نهفته است. یونسکو منتقد جامعه عصر خود می باشد و علاوه بر نقد هوشمندانه آن، راه خروج و درمان این بیماری پوچ گرایانه را هم زیرکانه پیشنهاد می دهد و آن هم تسلیم نشدن و همرنگ نشدن با جامعه است. چه تلخ است همراهی با مسائل روزمره آنچنان که خانواده ژاک از او می طلبند و ژاک بالاخره تسلیم آنها می شود تا با روبرتای دوم ازدواج کند. دلیل اینکه یونسکو اصرار بر تصویرسازی سورئال با سه بینی از روبرتا دارد و یا قراردادن نام ژاک بعنوان پیشوندی بر نام اعضاء خانواده مشخص نیست ولی ژاک و روبرتا خلاقانه تصمیم می گیرند تا به جای تمام کلمات مورد استفاده در جملاتشان کلمه «پیشی» را بکار ببرند. و این باز هم یک موقعیت ابسورد و بی معنای جامعه عصر یونسکو می باشد و یا شاید آنها در جستجوی زبانی متفاوت از جامعه خود برای ارتباط عمیق تر هستند.

استفاده از قطعه Open Heart Zoo اثر مارتین گِرچ در ژانر اکسپریمنتال و آلترناتیو راک نقطه عطف این اجرا و شاهکار کارگردان بود زیرا نشان از تسلط آقای معتمدیان بر درونمایه کانونی اثر یونسکو و زیست جهان وی دارد. نمایش چنان آغاز می شود که شخصیت اصلی یا ژاک در حال گوش دادن به موسیقی است. معنا و مفهوم ترانه این قطعه هماهنگی عمیقی با شخصیت ژاک دارد و به همین علت است که به آن گوش می دهد. متن قطعه از ژاک می خواهد هر آنچه در ذهن دارد، که بدان می اندیشد و یا خواهان آن است، را فراموش کند زیرا هیچ کس از دنیایی که به تنهایی در آن زندگی می کند خبر ندارد و به آن اهمیت هم نمی دهد. متن ترانه از او می خواهد ذهنش را باز کند تا واضح تر ببیند، از او می خواهد افکارش را خفه کند، ذهنش را از هر گونه فکر خالی کند، سپس آن را لبریز از نور گرداند و آنگاه آن را باز کند. ژاک تصمیم می گیرد تا چیزی فراتر از زندگی بخواهد و از پوچی و بی معنایی زندگی ای که اطرافیانش غرق در آن هستند عبور کند و معنای بیشتری از زندگی بطلبد هر چند دیگران نمی خواهند او بیشتر بداند. ژاک در هنگام گوش دادن به این قطعه موسیقی در صادقانه ترین حالت با تنهایی خودش خلوت می کند و به اعماق وجود و روح خود رخنه می کند ولی چه سود که او نیز سرانجام همرنگ دیگران و تسلیم می شود.

از کارگردان محترم حداقل انتظار یه دکور مینیمال بود که به نظر نبودِ آن به اجرای کار کمی لطمه زده. احتمالاً این کار هزینه اضافی بر اجرا می گذاشته چون اثری از نام یک تهیه کننده هم دیده نمیشود. ان شاءالله کارگردان محترم در اجرای دنباله این داستان یعنی نمایش «آینده بشر را تولید مثل تعیین می کند» فکری به حال تهیه کننده، و دکور کنند. وجود دکور مناسب مثلاً شبیه اتاق خواب ژاک باعث ایجاد میزانسن طبیعی برای دیگر بازیگران میشد تا مجبور نشوند مثل تیم فوتبال به صف بشوند تا بار انتقال مفهوم پوچی تنها بر دوش پدر جک با آن حرکات مضحکانه نباشد، حرکاتی که حتی دیگر بازیگران هم می توانستند انجام بدهند. در این صورت کار طراحی نورپردازی دقیق تر و هنرمندانه تری در تداوم حرکت بازیگران اجرا می شد تا در نهایت اثر ماندگار تر شود. در عدم تحرک و بازی بی روح نقش ژاک اگر عامدانه تصمیم گرفته شده و یا خیر هر دو احتمال وجود دارد چون حداقل انتظار این بود نقش ژاک در هنگام سکوت خود خواسته منفعلانه با صورت و بیان احساسات خود از این طریق با مخاطب سخن بگوید که اینچنین نشد.

آخرین پلان نمایش صحنه ای بسیار زیبا و مضحک خلق می شود بدین صورت که این جمع بورژوای بدون بینش و بصیرت همگی در حال صحبت با یکدیگر هستند و هیچ کس نمی فهمد دیگری چه می گوید ولی همچنان همگی صحبت می کنند تا آخرین پلان ابسورد این نمایش خلق شود. آلودگی آوایی که تولید می کنند آشناست شبیه قطعه دوم موسیقی نمایش! و این همان موقعیت بی معنا در زندگی آنهاست که کسی صدای دیگری را نمی شنود. چرا فعالانه شنونده یکدیگر نباشیم!

ماندگار باشید و پُرمعنا
خیلی ممنونم ❤️🙏
۱۸ بهمن ۱۴۰۳
مهشید کاظمی (mahshidkazem)
خیلی ممنونم 🥲😍❤️🙏🏻
۱۸ بهمن ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید