خلاصهی کامنتها و نقدهای مثبت و منفی کاربران و منتقدین دربارهی نمایش «لوله» (قسمت سوم):
نکات کلی: ایدهی خلاقانهی نمایش، متن و کارگردانی خام، «لوله» اثری جسورانه است، زیستن بازیگران بر روی صحنه، الزام تماشای نمایش «لوله»
1. مسیر احساسی و روایی نمایش، حال و هوایی مشابه این روزهای جامعه را دارد.
2. برداشت من از فرم، یک زبان اجرایی با ترکیبی فرمالیستی و واقع گرایانه است. بازیگران ظاهر و حرکات دقیق و هماهنگی دارند؛ و تلاش میکنند تا ترکیب صحنه را با حداقل آکسسوار به نمایش بگذارند. یکی از بازیگران تا سهچهارم داستان بدن پرفورمنس و بدون دیالوگ را با انرژی و فاصله به خوبی
... دیدن ادامه ››
حفظ میکند.
3. ایدهی نمایش خلاقانه بود. اینبار به جای نقد رابطهی اقلیت سردمداران زورگو با اکثریت تودهی ناراضی، رابطه آنها با سرسپردگان خویش که خود بخشی از سیستم ناکارآمد بودند موضوع نمایش قرارگرفت. سرسپردگانی که برای بقای خود در سیستم از هر دستوری، کورکورانه پیروی میکنند. مفاهیم عمیقی در نمایش گنجانده شده بود مثلا ایجاد تفرقه در سرسپردگان متحد و این موضوع که همیشه بهترین انتخاب برای آنها، ضعیف ترین و مطیع ترین نوکران هستند و همانان را به عنوان دست آویزی جهت کنترل دیگر ایشان به کار میگیرند.
4. متن خام این نمایش و کارگردانی بیقاعدهی آن نیاز به بازبینیای جدی دارد. یقینا ضعیفترین نمایشی نبود که تا به حال دیدهام اما در لیست آنها قرار میگیرد.
5. تماشای نمایش «لوله»، اثر جدید و جسورانه علیرضا اجلی، تجربهای نیست که تنها با چشمها روایت شود؛ بلکه تجربهای است که با تمام سلولهای بدن، از پوست تا عمق استخوان، درک میشود. نمایش «لوله»، یک واکاوی هستیشناسانه و سیاسی در دلِ یک ساختار بسته است. نمایش «لوله» کل جهان هستی را در قالب یک «شرکت فاضلاب» بازآفرینی میکند؛ استعارهای بیرحمانه از ساختارهای قدرت. در این مینیاتورِ سیاه، «لوله ها»، «پوتینها»، «نوع پوششها» و حتی تضاد میان «لباس سرکارگر» و «کلاه پاپا نوئل»، همگی نشانههایی هستند که به دقت بر شکاف میان حاکم و محکوم انگشت میگذارند. اما آنچه این اجرا را از یک کارِ خوب به یک «کلاس درس» بدل میکند، حضور بازیگران است. امشب بر روی صحنه، من با بازیگرانی روبرو نبودم که صرفاً نقشها را «ادا» میکنند یا با حرکات دلقکوار، مخاطب را سرگرم سازند؛ بلکه من شاهد «زیستن» بودم. بازیگران این اثر، با چنان احساس و اصالتی روایت میکردند که مرز میان واقعیت و نمایش فرو ریخت. تماشای نمایش «لوله»، برای هر اهل هنر و پرسشگری، ضرورتی انکارناپذیر است. نمایش «لوله» سمفونیِ خفقان و شورشِ بدنهای فراتر از نقش است که در کالبد یک شرکت فاضلاب، حقیقتِ تلخِ ساختارهای قدرت را با زبانی نمادین روایت میکند. اثری جسورانه که با نمادگراییِ دقیق، صدای مردم را در میان لولههای بیرحمِ ساختارِ قدرت به گوش میرساند. (منتقد: حامد هنرپرور تمیز)