نمایش «دیکتهطور» برای من تجربهای خوشساخت و هوشمندانه بود. نخستین عنصری که توجهم را جلب کرد خلاقیت صحنه بود؛ استفادهی محدود اما معناپردازانه از آجرهایی که کف صحنه را پوشانده بودند، فضایی مینیمال اما چندلایه خلق کرده بود و بهخوبی با فضای مفهومی اثر همخوانی داشت.
متن نمایش نیز واجد لایههای پنهان و تأویلپذیر بود. در سطح نخست، با روایتی مواجه بودیم که حول مشکل یک خانواده برای ماندن در خانه خود شکل میگرفت؛ اما در بطن خود، این وضعیت بهعنوان استعارهای از جامعهی معاصر ما عمل میکرد و تنشها، ناامنیها و سازوکارهای فرسایندهی زیست اجتماعی را بازنمایی میکرد.
بازیهای ایمان سلگی ، کیمیا خلج نازنین و مجید رحمتی قابل توجه و تأثیرگذار بود. هر سه بازیگر با دقت و خلاقیت نقشها را پرداخت کرده بودند و توانستند کیفیتی باورپذیر و زنده به صحنه ببخشند.
کارگردانی نیز از انسجام و دقت برخوردار بود؛ از هدایت بازیگران تا طراحی حرکت و ریتم اجرا، همهچیز نشان از تسلط و نگاه دقیق کارگردان داشت. قاببندیهای میزانسنی نیز بهدرستی انتخاب شده بود و به سازماندهی معنایی و بصری اثر کمک میکرد.