پدرم کار می کرد
مادرم آشپزی میکرد
جنگ شد
پدرم جانباز شد
پدرم درد میکشید
مادرم کار می کرد
من نگاه می کردم
خواهرم دعا می کرد
پدرم قرص هایش را می شمارد
مادرم بدون زانو نگاه می کند
خواهرم خانه را جارو می
... دیدن ادامه ››
کند
و من کار میکنم
و من دعا می کنم
دعا می کنم این تئاتر زود تمام شود
دعا میکنم زندگی بعدی بدون ترکش باشد
دعا می کنم مادرم آشپزی کند
دعا میکنم خواهرم نیازی نباشد دعا کند
دعا می کنم خدایی که مرده است دعایم را بشنود