«من تو سرم درده
من توی شب تمام روووووز بیدارم
هر شب
هیچکس اونجا نیست ، هیچکس
همه تو رخت خوابن ، فقط من بیدارم
من خیلی خیلی فکر میکنم بعد دواهامو میخورم
سردرد با آسپرین خیلی خوشمزس
من مردم ، اما زندم»
امشب شراب هم علاجم نمی دهد
من از تمام فاحشه های مغزی بریده ام
امشب خدا هم امانم نمی دهد
هشتاد درصد
به سلامتی پشه ی سرگردان میام جمجمه ام
حالا به لیاقت خواندن سطری از صادق رسیده ام